توضيح انجمن كوهنوردان ايران : مقاله ي زير را آقاي داود محمدي فر ، پژوهشگر كوهنوردي ، در مورد زميني كه پيش از انقلاب براي ساخت محلي به عنوان « خانه ي كوهنورد » در نظر گرفته شده بود ، نوشته است . جا دارد كه مسوولان فدراسيون كوهنوردي در مورد اين موضوع پيگيري كنند و با گرفتن زمين معوض از شهرداري ، كوهنوردان را به حق خود برسانند .
« خانه ي كوهنورد » ي كه به صاحباش نرسيد !
داود محمدي فر
قرار بود جلسه ي ماهيانه ي انجمن كوهنوردان ايران ، به منظور بحث و بررسي پيرامون غارشناسي و غارنوردي در تاريخ 18/4/87 در محل سالن شهرداري تهران واقع در نبش خيابان ورشو منعقد گردد ، همچنين نسبت به استاد تازه در گذشته ، ايرج شيباني غارشناس بزرگ خراسان و رييس پيشين هيات كوهنوردي مشهد ، اداي احترام به عمل آيد .
اما در آن روز كوهنوردان از راه رسيده متوجه شدند ، نه تنها درب سالن به روي آنان گشوده نميشود ، كه علي رغم موافقت قبلي سالن را به ديگران واگذار كردهاند ، اين كه بر كوهنوردان چه گذشت و مديران انجمن با چه متانت و زحمتي كوهنوردان را به محل كوچك خود انتقال دادند و با چه دشواري به هر ترتيب جلسه را برپا داشتند خود غم نامهايي است سوزناك ، اما شرمندگي نگارنده كه خانوادهي زنده ياد شيباني را از موضوع آگاه كرده بود و درد مشاهدهي اين نابساماني و در به دري سبب ساز تهيهي مطلب زير شد .
اكنون در دوراني پر مسووليت به سر ميبريم ، كه بايستي با سرمايهگذاري هرچه بيشتر ، به ويژه در امور فرهنگ كوهنوردي ، خيل عظيم جوانان پر جوش و خروش را سامان دهيم و در راستاي پيشرفت رشته هاي گوناگون كوهنوردي آماده و مجهز سازيم . مناسبت دارد اشاره گردد ، اگر مسووليتي به ما سپرده شده است كه آن را قبول كردهايم ، بايد انديشه كنيم ؛ چنان اگر فقط بياييم و برويم و از خود اثر مثبتي به يارگار باقي نگذاريم ، مانند اين است كه وجود نداشتهايم و شايسته است به اين حقيقت كه ما خواهيم رفت ، بيشتر توجه كنيم . به ويژه روساي فدراسيون كوهنوردي كه عهده دار بالاترين مسووليتها در امور كوهنوردي كشورند ، بيشتر بايد توجه داشته باشند كه رفتنياند .
از بدو تاسيس فدارسيون كوهنوردي در سال 1327 تا زمان ما ، بيشترين روساي فدراسيون چنان آمدهاند و رفتهاند كه گويي انگار وجود نداشتهاند ؛ چند نفري منشاي خدماتي بودهاند اما معدودي از آنان شايستگي خود را به ثبوت رسانده و مورد استقبال عموم قرار داشتهاند . تاريخ كوهنوردي كشور از عبدالباقي يحيايي ، حسين رفعتي افشار و محمود صادقيان به نيكي ياد ميكند ، اينان آمدهاند و رفتهاند و از خود نام نيك به يادگار گذاردهاند . اينان نمونههايي شاخص به شمار ميروند ، روشن است كه هر رييس فدراسيون تازه كار ، و علاقهمند به پيشرفت اين ورزش ، اگر بخواهد نام نيك از خويش بر جاي گذارد و كاري از پيش ببرد و موفق گردد ، بايد به سراغ سوابق كاري اينان رود و كارها و رفتارشان را ، الگو قرار دهد تا بتواند مثمر ثمر واقع شود و حتي از حدود آنان فراتر رفته ، دگرگونيهاي مهمتري به وجود آورد .
اين سه تن هرگز در برابر كوهنوردان جبهه نگرفتند و به هيج دليلي به مقابله با آنان برنخاستند ، اينان با آغوش باز در جلسات هيات مديرهي سازمانهاي كوهنوردي شركت ميجستند و گاه به طور كتبي به سازمانها اعلام ميداشتند ، ما را به جلسات خود دعوت كنيد تا در حد امكان مشكلات را با هم بررسي و برطرف نماييم ، از ما بخواهيد براي شما چهكاري ميتوانيم انجام دهيم تا شما راحتتر بر مشكلات خود فايق گرديد .
اينان مديراني بودند پرتحرك ، مدبر و مشكل گشا ، محبوب جامعهي ورزش خود بودند ، نه شركتي خصوصي داشتند كه به فكر تجارت باشند و نه اين كه نخبگان زير دست را به امور تجارت دعوت كنند ، هنر آنان چيره شدن بر مشكلات بود .
رفعتي افشار ، كوهنورد نبود و با اين فن آشنايي نداشت ، ليكن با گزينش گروههاي مشاور و كاردان پر تعداد از بزرگان و نام داران صاحب تجربه ، نه تنها كمبود حرفهاي نبودن خويش را جبران ميكرد ، بلكه با انتخاب مشاوران متعدد از اعضاي سازمانهاي كوهنوردي ، آنان را به فدراسيون فرا ميخواند و دو چندان به قدرت و بازدهي كار ميافزود ، كه اين خود تجربهاي است نيكو در به كارگرفتن روساي فدراسيون غير كوهنورد .
يحيايي ، رفعتي افشار و صادقيان ، هر يك در زمان خويش ، به اقتضاي زمان ، علاوه بر كارداني ، با وسعت فكر بالايي ، به پيش برد امور جاري كوهنوردي ، برنامهريزي براي آينده ، و فراهمسازي زير ساخت مناسب براي روزگاران بعد از خودشان نيز توجه داشتند .
نمونهي بارز وسعت فكر و آينده نگري اين كه ، پس از مكاتبهها و آمد و شدهاي پياپي ، زميني به مساحت 40/1254 متر مربع در تهران ، نزديك ميدان نيلوفر ، بين خيابان شهيد عربعلي و شهيد عشقيار ، روبروي دبستان شهيد باقري (1) براي بناي « خانهي كوهنوردان » در اختيار فدراسيون قرار گرفت . هيات مديرهي فدراسيون با اين طرز تفكر ، كه روساي فدراسيون ميآيند و ميروند ، و بايد كوشش كرد تا كوهنوردان مالك خانهاي باشند كه خود آن را اداره كنند ، اقدام به اين كار كردند .
مديران اين فدراسيون پس از مشورت با دست اندركاران با تجربه ، پروانهي ساختي براي اين زمين گرفتند كه در صورت اجرا ، حتي امروز هم نيازهاي گوناگون كوهنوردان را برطرف ميكرد – /2740 متر زير بناي مفيد ، با انواع سالن ، كلاس ، اطاق خواب ، كتابخانه ، رستوران و ساير نيازها در پنج طبقه با زير زميني سراسري و 53 واحد پاركينگ در دو طبقه ، جمعاً به شرح پروانه به مساحت كل - / 4315 متر مربع ساختمان . چه ميزان وسعت فكر ؟! چقدر آينده نگر ؟! مالكيت چهار هزار و سيصد و پانزده متر زير بنا ، با همه گونه امكانات ، امروزه در رويا هم نميگنجد .
اين طرح آغاز شده اما بي سرانجام ، كه مالكيتاش براي كوهنوردان محرز است و در صورت پيگيري موضوع در مجامع ، در اختيار گرفتن ملك يا معوض آن مسلماً تحقق خواهد يافت ، با شروعي تازه ميتواند به شاهكاري با پايان خوش بيانجامد .
پروانهي ساخت اين بنا كه با همت تيم محمود صادقيان اخذ گرديد ، بزرگترين و اصلي ترين كار زير بنايي در تمام دوران شصت سالهي فدراسيون كوهنوردي به شمار ميرود ، كه ارايه و آغاز شد ولي فرجام خوش نداشت . از همين رو هر فدراسيوني كه به استرداد محل خانهي كوهنوردان يا تحويل گرفتن معوض آن توفيق يابد ، بيشك بزرگ ترين خدمت تمام ادوار فدراسيون كوهنوردي را به خود اختصاص خواهد داد .
اين سه نيك نام با كارهاي گروهي و هم سويي با خواستهاي كوهنوردان ، در مجموع چهارده سال بر فدراسيون كوهنوردي كشور رياست نمودند ، كمي بيش از نصف زمان تصدي صادق آقاجاني دارندهي ركورد طولاني ترين زمان رياست به مدت 23 سال .
از مهمترين كاستيهاي ورزش كوهنوردي كشور ، يكي اين است كه كارنامهي روساي فدراسيونها به ويژه بعد از سال 1357 منتشر نگرديده و هيچ يك از روساي فدراسيونها ،روزنامهي خاطرات يا كتابي دربارهي تجربيات خود در چگونگي ادارهي فدراسيون انتشار ندادهاند . ديگر اين كه مفسر ورزش كوهنوردي كم داشته ايم ، كه عملكرد روساي فدراسيونها را به رشتهي نقد در آورد و راه ترقي سريعتر كوهنوردي ايران را كه آمادهي پيشرفت نيز ميباشد هموار نمايد . لازم است جامعهي كوهنوردي بداند در مدت چهارده سال ، آن سه نفر چه كردند و كار صادق آقاجاني در مدت بيست وسه سال چه گونه بوده است . تفسيرهايي از اين گونه ، براي رشد خلاقيت روساي فدراسيونها و ادارهي آن در زمانهاي حال و آينده بسيار مفيد و موثر واقع خواهد شد .
يك رييس فدراسيون خوب بايد هنر چيره شده بر مشكلات را داشته باشد ، اين بسيار مهم است كه رهبري امور توسط او مورد قبول كوهنوردان قرار گيرد ، و رييس فدراسيوني كه مورد قبول نباشد ، در همان اول كار با شكست خورده تلقي ميگردد .
اساساً كارآيي فدراسيون بستگي كاملي دارد با قدرت و توان عمومي جامعهي كوهنوردي ، فدراسيوني كه اين قدرت را پشت سر خود نداشته باشد ، كاري از پيش نخواهد برد . هر قدر فدراسيون به هياتها ، سازمانها ، گروهها و كوهنوردان بيشتر ارج نهد ، كارآيي بيشتري خواهد داشت .
از مهمترين عوامل پيشرفت و گسترش ورزش كوهنوردي ، شناخت گذشتهي كوهنوردي ايران و تفسير وقايع مهم آن است ، فدراسيون كوهنوردي بايد تاريخ كوهنوردي ايران و جهان را بشناسد تا بر اساس بررسي آن بتواند برنامههاي بهتر و مناسبتر ارايه كند .
دوستان ، اين حق ما است كه محلي براي برگزاري مراسم خود داشته باشيم ؛ ما اين محل را داريم ، اما غصب شده است .
____________________________________________________________
اين ملك بسيار پربها ( حدود هشت مليارد تومان ) و متعلق به كوهنوردان ، به دليل عدم پيگيري ، توسط شهرداري منطقهي هفت ، به فضاي سبز تبديل شده است اما آثار فونداسيون ابتدايي آن در زير خاك مدفون و موجود ميباشد ، نگارنده پس از ساليان دراز با تعقيب موضوع و ديدار با شهردار وقت تهران و شهرداري منطقهي هفت ، واقع در خيابان شريعتي ، ميدان شهيد قندي ، به طور كامل آن را شناسايي و براي احقاق حق و پيگيري لازم ، مدارك مربوط را به فدراسيون كوهنوردي تسليم نمودم . پرونده و اسناد آن نيز در بايگاني همين شهرداري در طبقهي زيرين ساختمان موجود است .

.jpg)




