تحلیلی

Climate Change Threatens Asia's Food Prices

Climate Change Threatens Asia's Food Prices, Energy Security, Population Balance: ADB
 
MANILA, PHILIPPINES - Climate change poses fundamental threats to Asia's food and energy security which, if left unchecked, will result in an upsurge of migration into already overburdened mega cities, according to three major new studies funded by the Asian Development Bank (ADB).
 
Draft versions of the studies were released Wednesday in Bangkok on the sidelines of a major United Nations Framework Convention on Climate Change (UNFCCC) negotiations on a new climate change treaty to succeed the Kyoto Protocol’s provisions, which expire in 2012.
 
Among the studies' findings is that the impacts of rising temperatures in Asia will fall disproportionately on the region's poor, and rural women from developing countries will be among the most affected groups given their dependence on subsistence crops, their limited access to resources, and their lack of decision-making power.
 
"The food and energy security of every Asian is threatened by climate change, but it's the poor - and especially poor women - who are most vulnerable and most likely to migrate as a consequence," said ADB Vice-President Ursula Schaefer Preuss.
 

یادداشتی پس از بازدید چشمه پاموکاله ترکیه و چشمه باداب سورت ایران

 

آزاده خداپرست

نوروز1388، طی سفری به دور ترکیه، بر آن شدیم تا از نزدیک از زیبایی های تاریخی، فرهنگی و طبیعی این کشور همسایه بازدیدی داشته باشیم. از آنجا که هرجا تصویری از دیدنی های ترکیه به تصویر کشیده می شود همیشه تصاویری از دو منطقه کاپادوکیا و پاموکاله نیز به چشم می خورد، تصمیم گرفتیم که بازدیدی از منطقه پاموکاله که در جنوب غربی ترکیه و دو ساعتی شهر ساحلی آنتالیا قرار دارد، داشته باشیم. پس از بازگشت از ترکیه و در فاصله کمتر از یک ماه از بازدید پاموکاله به پیشنهاد یکی از دوستان برای بررسی وضعیت یک اثر ملی طبیعی سفری به چشمه های باداب سورت که کمتر از یک سال پیش به فهرست آثار ملی ایران اضافه شده، داشتیم و این بازدید من را برآن داشت تا به مقایسه اجمالی بین این دو پدیده طبیعی و کم نظیر بپردازم.

چشمه های باداب سورت، دومین اثر ملی طبیعی ثبت شده ی ایران را دریابیم.

محمود بهادری

در روزهای نخست اردیبهشت ماه در یک گروه شش نفره کوه نوردانِ علاقمند به محیط زیست از گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران و بخش فرهنگی و دیده بان کوهستان هیات کوه نوردی استان تهران جهت بازدید و عکاسی از چشمه " باداب سورت" به آنجا رفتیم. این سفر اهدافی مانند تهیه گزارش زیست محیطی، بررسی مشکلات حفاظتی این اثرملی، صحبت با مردم محلی و پاکسازی مقدار زیادی زباله را نیز در بر داشت.
یادداشت حاضر ضمن اشاره به موضوعاتی مانند معدن کاوی، توریسم، نقش مردم محلی، زباله ها و تاثیر هر کدام بر آینده این چشمه و منطقه، پیشنهاد می کند که کارگروه ویژه ای متشکل از کارشناسان میراث فرهنگی، محیط زیست، نمایندگان جامعه محلی و نمایندگان انجمن کوه نوردان ایران جهت تدوین یک طرح اصولی برای حفاظت دومین اثر ملی طبیعی تشکیل شود


متاسفانه پس از ثبت این چشمه، هیچ اقدامی برای اتمام معدن کاوی و تهیه و اجرای طرح گردشگری انجام نشده است

معرفی چشمه های باداب سورت

در ضرورت پیمایش راهی نو در کوه های بلند

عباس محمدی ( رییس کنونی هیات مدیره ی انجمن ) از ۱۷ سالگی یعنی از سال   ۱۳۵۵ عضو گروه کوه نوردان آرش ( اکنون : باشگاه آرش  ) و همیشه مشوق اجرای صعودهای نو بوده است. او خود، در علم کوه، دماوند، البرز مرکزی و چند نقطه ی کوهستانی دیگر، کارهای نو انجام داده و در تمام  این سال ها کوشیده است تا با نوشته های انتقادی و تحلیلی پرشمار، پشتیبان این نگاه در جامعه کوه نوردی ایران باشد و نگرش کوه نوردی ایران را ارتقا دهد.

در زیر مقاله ی جدیدی از او را می خوانید که که از سایت باشگاه آرش نقل شده است.

نوزده سال پیش ، در گزارش تلاش برای صعود زمستانی دیواره ی علم کوه که با عنوان علم کوه ، زمستان ۶۸ از سوی گروه کوه نوردان آرش منتشر شد ، ضمن اشاره به دشواری های خاص کار زمستانی در منطقه ی علم کوه و به ویژه روی دیواره ی آن نوشتم که تمام این سختی ها « دلایل خوبی برای شکست خوردن هستند ، اما برای یکی دو بار و یکی دو سال . حتی نداشتن پوشاک و وسایل مناسب نیز دست کم برای یکی دو گروه از شش گروه یاد شده [گروه هایی که تا آن تاریخ به قصد صعود زمستانی دیواره وارد منطقه شده بودند] نمی تواند دلیل موجهی باشد ؛ استفاده از پوشاک گورتکس و کفش های "فایبرگلاس" که بسیاری از کوه نوردان درجه ی یک اروپای شرقی هم حسرت داشتن آن ها را می کشند ،

در نكوداشت استاد جليل كتيبه اي

مقاله ی زیر ، در تابستان 1379 در فصل نامه ی کوه ( شماره ی 19 ) چاپ شده است . در این نوشته ، با پرداختن به ارزش کار جلیل کتیبه ای در گردآوری تاریخچه ی کوه نوردی ایران ، نکته هایی در زمینه ی جایگاه تاریخچه نویسی نیز مورد بحث قرار گرفته است
در نكوداشت استاد جليل كتيبه ای
عباس محمدی
 
كساني كه در انجام دادن كارهای خود پي گيراند ، و تفنن و اين شاخه و آن شاخه پريدن شيوه ی زندگي شان نيست ، و قلم يا قدم شان را مجدانه در راه شايسته ای به كار مي گيرند ، و مصلحت انديشی های روزانه يا آزمندی كسب مال ذهن شان را از دنبال كردن مقصود منحرف نمي كند ، سزاوار رساترين درودها و صميمانه ترين ستايش ها هستند . و از اين فبيله ،‌ در ميان دوستان ما ، يكي دوستدار كوه و كوه نورد جليل كتيبه اي است كه دست روزگار او را گوشه نشين كنجی از اروپا كرده اما دل در گرو ميهن دارد و مي دانم كه شب و روزاش در انديشه ی اين خاك و بلندي های آن مي گذرد . چه روح بلندی در كالبد بايدت و چه قلب بزرگی در سينه كه پس از حدود نيم سده كه پرده دار تقدير به نوازش شمشيری پای در نوريدن ستيغ ها را از تو گرفته ، باز چنين عاشقانه از كوه ها بگويی و شكايتی نداشته باشی . چه بينشی كه در اين كوير كم آگاهی و خود بينی ،‌ برگ برگ كوشش گذرندگان چكادها را ببينی و از آن ها بوستان سبزی فراهم كنی. چه همتی كه در اين زمانه ی كم حوصلگی خود و ناسپاسی خلايق كه « قلم به دست » دشنام شان است ،‌ قلم برگيری و تلاش های با ارزش ديگران را بنمايی . درود بر اين همه بزرگواری و گرم باد اين دم مردانه

کتیبه ای ، تولدت مبارک

 

نام جلیل کتیبه ای ( متولد ۵ بهمن ۱۳۰۰ ) با تاریخ کوه نوردی نوین ایران در هم آمیخته است . او از ۱۳۲۴ به شکلی جدی کوه نوردی را شروع کرد ، و در چند سال ، تعدادی از شاخص ترین کارهای دوره ی آغازین کوه نوردی فنی ایران را به انجام رساند . اما یک حادثه ی رانندگی ( در راه رسیدن به دماوند ) به تاریخ ۲۲/۹/۱۳۳۰ آرزوی دست یابی به قله های بلند را در دل او به یاس بدل کرد . با این وچود ، کتیبه ای پیوند خود را با کوهستان قطع نکرد و با نوشتن درباره ی کوه ها و برقراری رابطه ی عمیق ، پیوسته و هم دلانه با جامعه ی کوه نوردی کشور ( و خارج از کشور ) کوشید تا عطش عشق خود به کوه را ارضا کند . در زیر ، خلاصه ای از فعالیت های او را که با استفاده از فصل نامه ی کوه شماره ی ۴۰ ، نوشته های خود استاد ، تاریخ کوه نوردی ایران تالیف داود محمدی فر و محمدعلی ابراهیمی ، و منابع دیگر تهیه شده است ، می بینید

 

 در پنجم بهمن ۱۳۰۰ در تهران به دنیا آمد 
از دوره ی دبستان به کتاب و ادبیات و هنر علاقه پیدا کرد و و در نوجوانی با مطبوعات انس گرفت
 از چهارده سالگی به ورزش و تکاپوهای ورزشی روی آورد و و رفته رفته به انواع ورزش ها ، از باستانی گرفته تا شنا و دوچرخه سواری و مشت زنی و وزنه برداری و پرورش اندام و ژیمناستیک و ... کوه نوردی پرداخت در پانزده سالگی از راه مطبوعات با دماوند و علم کوه و صعود به آن ها آشنا شد و همان ها بودند که در قلب و مغزش اثرهای نافذی نسبت به کوهستان و کوه نوردی به وجود آوردند در سال 1324 ، پس از یک بیماری قلبی ، توانست نخستین کوه بلند خود را صعود کند 

هم افزایی یا synergy در کوه نوردی

تعریف
· کار دو یا چند چیز ( مثلا دو عضله یا دو دارو ) برای ایجاد اثری بیشتر از جمع دو اثر فردی .
· دو یا چند عامل که کار آن ها با یکدیگر نتیجه ای را به دست می دهد که از هر یک از عوامل به تنهایی به دست نمی آید .
· ترکیب چند عامل که اثر یکدیگر را به حاصلی بیش از جمع آن ها بدل می سازد .

توضیح
مفهوم هم افزایی ، در مباحث جامعه شناختی دو امر کارآمدی و بهره وری را  در هم ادغام می کند ، به ویژه در جایی که اشخاص منافع خود را دنبال می کنند ، درعین این که می کوشند منافع جامعه را نیز پیش ببرند . هم افزایی به این امر می پردازد که مردم چگونه می توانند با کار مشترک به منافع متقابل دست یابند ، به نحوی که دستاوردشان بیش از آن چیزی باشد که فردی می توانند به دست آورند. در این ارتباط می گویند : 5=2+2 و این در جایی بیان می شود که تاثیر عوامل مثبت یک سازمان ، بیش از جمع مقادیر اجزای آن است . این افزایش در بهره وری ِ ناشی از تلفیق نه به دلیل معجزه ، بلکه از کاربست ظرفیت های استفاده نشده ی یک سازمان یا جامعه فراهم می آید . می توان گفت که در وضعیت هم افزایی ، رفتار یک سامانه متفاوت از رفتار اجزای سامانه است .

در زندگی انسانی می توان این مثال را آورد : فرض کنید که شخص الف به دلیل قد کوتاه نمی تواند از یک درخت سیبی بچیند ، شخص ب هم قدش کوتاه است و به سیب نمی رسد . اگر الف بر روی شانه های ب بنشیند ، می تواند سیبی بچیند . در این حال ، حاصل هم افزایی این دو شخص ، یک سیب برای دو نفر است ؛ چیزی که هریک به تنهایی یا با تلاش های فردی جداگانه ، به آن دست نمی یافتند  .
مثال دیگری را می توان از موسیقی آورد : نواختن دو ساز ، هر یک به تنهایی ، اثر دراماتیک کم تری دارد تا آن که دو ساز ( یا دو بخش از موسیقی ) با هم نواخته شوند
کوه نوردی
در کوه نوردی ، کار سازمان یافته می تواند به اثر هم افزایی بیانجامد . برای مثال در یک تیم صعود ، افراد گوناگون با تخصص های متفاوت حضور دارند : یک نفر می تواند خوب از شیب های یخی بالا برود ، نفر دیگر سنگ نورد قابلی است ، و نفر سوم بسیار قدرتمند است و می تواند کوله پشتی های سنگین را حمل کند . برای صعود به نوک یک دیواره ی سنگی- یخی ، توانایی هر یک از آن ها به تنهایی کافی نیست . به عبارت دیگر هیچ یک از آن سه نفر هر قدر هم که تلاش کند نمی تواند دیواره را صعود کند . اما اگر نفر اول بخش های یخی ، و نفر دوم بخش های سنگی را سرطناب صعود کند و نفر سوم هم در حمایت هر یک از آن دو به حمل چادر و وسایل بپردازد ، هر سه نفر می توانند به هدف خود دست یابند

در کار باشگاهی ، همین اتفاق در مقیاسی بزرگ تر رخ می دهد : یک مدیر خوب ، تعدادی علاقمند به کوه نوردی و کار اجتماعی را دور هم جمع می کند . یک درس خوانده ی بازرگانی یا بازاریابی می تواند به دنبال حامیان مالی برای باشگاه برود ؛ یک آدم اهل روابط عمومی می تواند با دبیرستان ها و دانشگاه ها ارتباط بگیرد و برای باشگاه ، عضو جذب کند . یک شخص با سابقه در کوه نوردی می تواند به برآورد نیازهای فنی باشگاه بپردازد ، و اعضای دیگر باشگاه هم با تخصص های خود ، برنامه های متنوعی را هدایت خواهند کرد . حاصل کار باشگاه ، پس از مدتی معین ، قطعا چیزهایی بیش از آن است که هر فرد می توانست با بیشترین تلاش فردی خود به دست آورد . بارها در باشگاه های کوه نوردی دیده شده است که شخصی که سال ها به تنهایی کوه نوردی می کرده ، برنامه هایش محدود به یک قله ی خاص ( مثلا در تهران : توچال ) بوده و طی این سال ها ، فقط می توانسته سرعت صعود خود را بیشتر کند . اما وقتی که همین شخص عضو یک باشگاه می شود ، با دیدن فعالیت دیگران یا شنیدن گزارش های صعود دیگران و یا به دلیل تمرین با اشخاص دیگر ، به سرعت راه خود را به سوی قله های دیگر و منطقه های دوردست یا صعودهای نو و دشوار پیدا می کند . این ، نمودی از از اثر هم افزایی است .

انجمن کوه نوردان ؛ جلوه گاه هم افزایی

مجموعه ی باشگاه ها و گروه های کوه نوردی ، می توانند در همکاری با یکدیگر به اثرهای هم افزایی باز هم بیشتری ، که نه با کارهای فردی و نه با کار درون باشگاهی فراچنگ نمی آید ، دست یابند . در چند سال گذشته ، برای مثال ، انجمن توانسته تاثیر ملموسی در تغییر نگرش مثبت دستگاه های دولتی به مجموعه ی غیردولتی داشته باشد . یا توانسته "با ارزش" و "کم ارزش" را در کوه نوردی و در گزارش نویسی از کوه نوردی تبیین کند . همچنین توانسته است توجه به محیط های کوهستانی و مساله ی حفاظت از آن ها را تعالی بخشد و به رسانه های همگانی بکشاند .
لازم است که باشگاه ها و گروه های کوه نوردی ، با پیوستن به انجمن و حمایت از آن ، این اثر هم افزایی را تشدید کنند

پی نوشت : پاراگراف توضیح  از ویکیپدیا نقل شده است

پيام به تيم نانگاپاربات

در روز 23/10/87 تيم ايراني كه در تابستان گذشته قله ي نانگاپاربات را صعود كرده اند ، در محل باشگاه دماوند اسلايد و فيلم هاي مربوط به قله را نمايش دادند . پيام زير ، از سوي انجمن خطاب به سرپرست و مدير فني تيم خوانده شد .
اخبار مربو به اين روز را در تارنماي iranianchallengers.com ببينيد ."

مجمع عمومی اتحادیه ی جهانی سازمان های کوه نوردی در تهران

 

اتحادیه ی جهانی سازمان های کوه نوردی  (UIAA)  کهفدراسیون جهانی کوه نوردی هم خوانده می شود ، از روز 24 مهر تا 27 مهر در تهران جلسه داشت . در سه روز نخست ، هیات اجرایی و کمیته های خاص اتحادیه جلسه داشتند و در روز آخر ، مجمع عمومی برگزار شد . در روز بیست و هشتم مهر هم اتحادیه ( فدراسیون ) کوه نوردی آسیا(UAAA ) مجمع خود را  برگزار کرد . به نوشته ی تارنمای فدراسیون کوه نوردی ایران ، هشتاد نفر مهمان ایرانی و خارجی از 28 کشور جهان در این مجمع شرکت داشتند .

آشنایی با یو.آی.ا.ا.

اتحادیه ی جهانی سازمان های کوه نوردی از سال 1932 تشکیل شده  و کم تر از یک دهه است که عنوان « فدراسیون جهانی » را هم برای خود به کار می برد . ، یو.آی.ا.ا. نهاد بین المللی کوه نوردی است و  خلاصه ی هدف های اعلام شده ی آن ، مطابق آن چه که در تارنمای رسمی آن آمده ، چنین است : تلاش برای فراهم ساختن امکان دسترسی مسوولانه به کوه ها ، حفاظت کوه ها ، ارایه ی استانداردهای مطمئن برای وسایل کوه نوردی ، و برگزاری مسابقه های یخ نوردی و اسکی کوهستان . تا سال گذشته ، مسابقه های صعود ( سنگ نوردی داخل سالن ) هم در حیطه ی کارهای اتحادیه بود ، اما این فعالیت ورزشی از پارسال برای خود تشکیلات مستقل یافت ؛ اگرچه در ایران ، هنوز این رشته ی ورزشی در مجموعه ی فدراسیون کوه نوردی که به فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی تغییر نام داده ، پی گیری می شود .  تا چند سال پیش ، چند کشور ( انگلستان ، فرانسه ، ایتالیا ...) هر کدام دو نماینده و دیگر کشورها هر کدام یک نماینده در یو.آی.ا.ا. داشتند ، اما در سال های اخیر این اتحادیه از هر کشور ، عضوهای متعدد ( با عنوان های عضو وابسته و عضو ناظر ) هم می پذیرد . برای مثال  امروزه ، از کانادا سه سازمان ، از ایتالیا چهار سازمان ، از فرانسه دو سازمان، از سوییس دو سازمان ، از آمریکا دو سازمان  در یو.آی.ا.ا. عضویت دارند . البته پذیرش عضو جدید از یک کشور ، منوط به موافقت عضو قدیمی است و تا آن جا که من می دانم ، در هر صورت از هر کشور فقط یک  سازمان حق رای دارد . در حال حاضر ، 94 سازمان از 66 کشور ، در یو.آی.ا.ا. عضویت دارند . نماینده ی ایران در یو.آی.ا.ا.  فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی است .

ایران و حضور در یو.آی.ا.ا.

از سابقه ی حضور ایران در اتحادیه ی جهانی ، در دوران پیش از انقلاب اطلاعی زیادی در دسترس نیست ، گویا زنده یاد ابوالقاسم نوروزی که از دبیران فدراسیون در آن زمان بوده ، نخستین ایرانی باشد که در این سازمان شرکت کرده است .

نکوداشت راهنمایان پیشکسوت علم کوه

         بار دگر از پس مه و سال             دربین نشاط و اشک و اندوه

  چشمم به جمال آشنا خورد               بوسیدم دامن علم کوه

                                                      جلیل کتیبه ای

 
صفرعلی نقوی              

نام « مش صفر» ، برای کوه نوردان ایرانی و خارجی که به منطقه ی علم کوه آمده و مهمان او شده اند ، یادآور تمامی صفات ممتازی است که مهمان نوازی ایرانی را تداعی می کند . خوش مشربی و روی باز او ، در مدت نیم قرن در ِ خانه اش را به روی راهیان علم کوه باز نگه داشته و این خانه را به خاطره ی جمعی و میراث معنوی کوه نوردی ایران بدل ساخته است .

صفر نقوی به سال 1300 در رودبارک کلاردشت به دنیا آمده است . او در آن منطقه به کار زغال سازی     و کشا ورزی مشغول بود و از سال 1338 با کوه نوردی آشنا شد . مش صفر ، کوه نوردان ایرانی و خارجی را در خانه می پذیرفت و خدماتی مانند تهیه ی قاطر برای حمل بار و راهنمایی را بر عهده می گرفت . درعین حال ، تمام قله های بلند منطقه ، و بعدها کوه های دیگری مانند دماوند و الوند را نیز صعود کرد . او نخستین فرد ایرانی است که با عنوان رسمی « راهنما » از سوی فدراسیون کوه نوردی مشغول به کار شد . پیوستگی فعالیت او در این زمینه ، سبب شده که افرادی از چند نسل کوه نورد را بشناسد و دفترهای یادبود ، عکس ها و پرچم ها و دیگر یادمان هایی که فراهم آورده به مجموعه ی باارزشی بدل شود که نشانگر بخش مهمی از سرمایه ی اجتماعی کلاردشت و کوه نوردی ایران است .

صفر ، در ساخت پناهگاه اولیه ی سرچال به سال 1342 ، و ساخت پناهگاه جدید در سال 1352 مشارکت موثر داشته است . او هم اکنون کارمند بازنشسته ی سازمان تربیت بدنی ، و همچنان مهماندار مهربان   کوه نوردان است ."


تمامی حقوق این سایت متعلق به انجمن کوه نوردان ایران می باشد. استفاده از مطالب این سایت با ذکرمنبع مانعی ندارد.
© 2010 Iran Alpine Club all rights reserved.
This site has been generated using ParsianCMS, Copyright ParsianDP Networks 2004-2010