تحلیلی

Climate Change Threatens Asia's Food Prices

Climate Change Threatens Asia's Food Prices, Energy Security, Population Balance: ADB
 
MANILA, PHILIPPINES - Climate change poses fundamental threats to Asia's food and energy security which, if left unchecked, will result in an upsurge of migration into already overburdened mega cities, according to three major new studies funded by the Asian Development Bank (ADB).
 
Draft versions of the studies were released Wednesday in Bangkok on the sidelines of a major United Nations Framework Convention on Climate Change (UNFCCC) negotiations on a new climate change treaty to succeed the Kyoto Protocol’s provisions, which expire in 2012.
 
Among the studies' findings is that the impacts of rising temperatures in Asia will fall disproportionately on the region's poor, and rural women from developing countries will be among the most affected groups given their dependence on subsistence crops, their limited access to resources, and their lack of decision-making power.
 
"The food and energy security of every Asian is threatened by climate change, but it's the poor - and especially poor women - who are most vulnerable and most likely to migrate as a consequence," said ADB Vice-President Ursula Schaefer Preuss.
 

یادداشتی پس از بازدید چشمه پاموکاله ترکیه و چشمه باداب سورت ایران

 

آزاده خداپرست

نوروز1388، طی سفری به دور ترکیه، بر آن شدیم تا از نزدیک از زیبایی های تاریخی، فرهنگی و طبیعی این کشور همسایه بازدیدی داشته باشیم. از آنجا که هرجا تصویری از دیدنی های ترکیه به تصویر کشیده می شود همیشه تصاویری از دو منطقه کاپادوکیا و پاموکاله نیز به چشم می خورد، تصمیم گرفتیم که بازدیدی از منطقه پاموکاله که در جنوب غربی ترکیه و دو ساعتی شهر ساحلی آنتالیا قرار دارد، داشته باشیم. پس از بازگشت از ترکیه و در فاصله کمتر از یک ماه از بازدید پاموکاله به پیشنهاد یکی از دوستان برای بررسی وضعیت یک اثر ملی طبیعی سفری به چشمه های باداب سورت که کمتر از یک سال پیش به فهرست آثار ملی ایران اضافه شده، داشتیم و این بازدید من را برآن داشت تا به مقایسه اجمالی بین این دو پدیده طبیعی و کم نظیر بپردازم.

چشمه های باداب سورت، دومین اثر ملی طبیعی ثبت شده ی ایران را دریابیم.

محمود بهادری

در روزهای نخست اردیبهشت ماه در یک گروه شش نفره کوه نوردانِ علاقمند به محیط زیست از گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران و بخش فرهنگی و دیده بان کوهستان هیات کوه نوردی استان تهران جهت بازدید و عکاسی از چشمه " باداب سورت" به آنجا رفتیم. این سفر اهدافی مانند تهیه گزارش زیست محیطی، بررسی مشکلات حفاظتی این اثرملی، صحبت با مردم محلی و پاکسازی مقدار زیادی زباله را نیز در بر داشت.
یادداشت حاضر ضمن اشاره به موضوعاتی مانند معدن کاوی، توریسم، نقش مردم محلی، زباله ها و تاثیر هر کدام بر آینده این چشمه و منطقه، پیشنهاد می کند که کارگروه ویژه ای متشکل از کارشناسان میراث فرهنگی، محیط زیست، نمایندگان جامعه محلی و نمایندگان انجمن کوه نوردان ایران جهت تدوین یک طرح اصولی برای حفاظت دومین اثر ملی طبیعی تشکیل شود


متاسفانه پس از ثبت این چشمه، هیچ اقدامی برای اتمام معدن کاوی و تهیه و اجرای طرح گردشگری انجام نشده است

معرفی چشمه های باداب سورت

در ضرورت پیمایش راهی نو در کوه های بلند

عباس محمدی ( رییس کنونی هیات مدیره ی انجمن ) از ۱۷ سالگی یعنی از سال   ۱۳۵۵ عضو گروه کوه نوردان آرش ( اکنون : باشگاه آرش  ) و همیشه مشوق اجرای صعودهای نو بوده است. او خود، در علم کوه، دماوند، البرز مرکزی و چند نقطه ی کوهستانی دیگر، کارهای نو انجام داده و در تمام  این سال ها کوشیده است تا با نوشته های انتقادی و تحلیلی پرشمار، پشتیبان این نگاه در جامعه کوه نوردی ایران باشد و نگرش کوه نوردی ایران را ارتقا دهد.

در زیر مقاله ی جدیدی از او را می خوانید که که از سایت باشگاه آرش نقل شده است.

نوزده سال پیش ، در گزارش تلاش برای صعود زمستانی دیواره ی علم کوه که با عنوان علم کوه ، زمستان ۶۸ از سوی گروه کوه نوردان آرش منتشر شد ، ضمن اشاره به دشواری های خاص کار زمستانی در منطقه ی علم کوه و به ویژه روی دیواره ی آن نوشتم که تمام این سختی ها « دلایل خوبی برای شکست خوردن هستند ، اما برای یکی دو بار و یکی دو سال . حتی نداشتن پوشاک و وسایل مناسب نیز دست کم برای یکی دو گروه از شش گروه یاد شده [گروه هایی که تا آن تاریخ به قصد صعود زمستانی دیواره وارد منطقه شده بودند] نمی تواند دلیل موجهی باشد ؛ استفاده از پوشاک گورتکس و کفش های "فایبرگلاس" که بسیاری از کوه نوردان درجه ی یک اروپای شرقی هم حسرت داشتن آن ها را می کشند ،

در نكوداشت استاد جليل كتيبه اي

مقاله ی زیر ، در تابستان 1379 در فصل نامه ی کوه ( شماره ی 19 ) چاپ شده است . در این نوشته ، با پرداختن به ارزش کار جلیل کتیبه ای در گردآوری تاریخچه ی کوه نوردی ایران ، نکته هایی در زمینه ی جایگاه تاریخچه نویسی نیز مورد بحث قرار گرفته است
در نكوداشت استاد جليل كتيبه ای
عباس محمدی
 
كساني كه در انجام دادن كارهای خود پي گيراند ، و تفنن و اين شاخه و آن شاخه پريدن شيوه ی زندگي شان نيست ، و قلم يا قدم شان را مجدانه در راه شايسته ای به كار مي گيرند ، و مصلحت انديشی های روزانه يا آزمندی كسب مال ذهن شان را از دنبال كردن مقصود منحرف نمي كند ، سزاوار رساترين درودها و صميمانه ترين ستايش ها هستند . و از اين فبيله ،‌ در ميان دوستان ما ، يكي دوستدار كوه و كوه نورد جليل كتيبه اي است كه دست روزگار او را گوشه نشين كنجی از اروپا كرده اما دل در گرو ميهن دارد و مي دانم كه شب و روزاش در انديشه ی اين خاك و بلندي های آن مي گذرد . چه روح بلندی در كالبد بايدت و چه قلب بزرگی در سينه كه پس از حدود نيم سده كه پرده دار تقدير به نوازش شمشيری پای در نوريدن ستيغ ها را از تو گرفته ، باز چنين عاشقانه از كوه ها بگويی و شكايتی نداشته باشی . چه بينشی كه در اين كوير كم آگاهی و خود بينی ،‌ برگ برگ كوشش گذرندگان چكادها را ببينی و از آن ها بوستان سبزی فراهم كنی. چه همتی كه در اين زمانه ی كم حوصلگی خود و ناسپاسی خلايق كه « قلم به دست » دشنام شان است ،‌ قلم برگيری و تلاش های با ارزش ديگران را بنمايی . درود بر اين همه بزرگواری و گرم باد اين دم مردانه

کتیبه ای ، تولدت مبارک

 

نام جلیل کتیبه ای ( متولد ۵ بهمن ۱۳۰۰ ) با تاریخ کوه نوردی نوین ایران در هم آمیخته است . او از ۱۳۲۴ به شکلی جدی کوه نوردی را شروع کرد ، و در چند سال ، تعدادی از شاخص ترین کارهای دوره ی آغازین کوه نوردی فنی ایران را به انجام رساند . اما یک حادثه ی رانندگی ( در راه رسیدن به دماوند ) به تاریخ ۲۲/۹/۱۳۳۰ آرزوی دست یابی به قله های بلند را در دل او به یاس بدل کرد . با این وچود ، کتیبه ای پیوند خود را با کوهستان قطع نکرد و با نوشتن درباره ی کوه ها و برقراری رابطه ی عمیق ، پیوسته و هم دلانه با جامعه ی کوه نوردی کشور ( و خارج از کشور ) کوشید تا عطش عشق خود به کوه را ارضا کند . در زیر ، خلاصه ای از فعالیت های او را که با استفاده از فصل نامه ی کوه شماره ی ۴۰ ، نوشته های خود استاد ، تاریخ کوه نوردی ایران تالیف داود محمدی فر و محمدعلی ابراهیمی ، و منابع دیگر تهیه شده است ، می بینید

 

 در پنجم بهمن ۱۳۰۰ در تهران به دنیا آمد 
از دوره ی دبستان به کتاب و ادبیات و هنر علاقه پیدا کرد و و در نوجوانی با مطبوعات انس گرفت
 از چهارده سالگی به ورزش و تکاپوهای ورزشی روی آورد و و رفته رفته به انواع ورزش ها ، از باستانی گرفته تا شنا و دوچرخه سواری و مشت زنی و وزنه برداری و پرورش اندام و ژیمناستیک و ... کوه نوردی پرداخت در پانزده سالگی از راه مطبوعات با دماوند و علم کوه و صعود به آن ها آشنا شد و همان ها بودند که در قلب و مغزش اثرهای نافذی نسبت به کوهستان و کوه نوردی به وجود آوردند در سال 1324 ، پس از یک بیماری قلبی ، توانست نخستین کوه بلند خود را صعود کند 

هم افزایی یا synergy در کوه نوردی

تعریف
· کار دو یا چند چیز ( مثلا دو عضله یا دو دارو ) برای ایجاد اثری بیشتر از جمع دو اثر فردی .
· دو یا چند عامل که کار آن ها با یکدیگر نتیجه ای را به دست می دهد که از هر یک از عوامل به تنهایی به دست نمی آید .
· ترکیب چند عامل که اثر یکدیگر را به حاصلی بیش از جمع آن ها بدل می سازد .

توضیح
مفهوم هم افزایی ، در مباحث جامعه شناختی دو امر کارآمدی و بهره وری را  در هم ادغام می کند ، به ویژه در جایی که اشخاص منافع خود را دنبال می کنند ، درعین این که می کوشند منافع جامعه را نیز پیش ببرند . هم افزایی به این امر می پردازد که مردم چگونه می توانند با کار مشترک به منافع متقابل دست یابند ، به نحوی که دستاوردشان بیش از آن چیزی باشد که فردی می توانند به دست آورند. در این ارتباط می گویند : 5=2+2 و این در جایی بیان می شود که تاثیر عوامل مثبت یک سازمان ، بیش از جمع مقادیر اجزای آن است . این افزایش در بهره وری ِ ناشی از تلفیق نه به دلیل معجزه ، بلکه از کاربست ظرفیت های استفاده نشده ی یک سازمان یا جامعه فراهم می آید . می توان گفت که در وضعیت هم افزایی ، رفتار یک سامانه متفاوت از رفتار اجزای سامانه است .

در زندگی انسانی می توان این مثال را آورد : فرض کنید که شخص الف به دلیل قد کوتاه نمی تواند از یک درخت سیبی بچیند ، شخص ب هم قدش کوتاه است و به سیب نمی رسد . اگر الف بر روی شانه های ب بنشیند ، می تواند سیبی بچیند . در این حال ، حاصل هم افزایی این دو شخص ، یک سیب برای دو نفر است ؛ چیزی که هریک به تنهایی یا با تلاش های فردی جداگانه ، به آن دست نمی یافتند  .
مثال دیگری را می توان از موسیقی آورد : نواختن دو ساز ، هر یک به تنهایی ، اثر دراماتیک کم تری دارد تا آن که دو ساز ( یا دو بخش از موسیقی ) با هم نواخته شوند
کوه نوردی
در کوه نوردی ، کار سازمان یافته می تواند به اثر هم افزایی بیانجامد . برای مثال در یک تیم صعود ، افراد گوناگون با تخصص های متفاوت حضور دارند : یک نفر می تواند خوب از شیب های یخی بالا برود ، نفر دیگر سنگ نورد قابلی است ، و نفر سوم بسیار قدرتمند است و می تواند کوله پشتی های سنگین را حمل کند . برای صعود به نوک یک دیواره ی سنگی- یخی ، توانایی هر یک از آن ها به تنهایی کافی نیست . به عبارت دیگر هیچ یک از آن سه نفر هر قدر هم که تلاش کند نمی تواند دیواره را صعود کند . اما اگر نفر اول بخش های یخی ، و نفر دوم بخش های سنگی را سرطناب صعود کند و نفر سوم هم در حمایت هر یک از آن دو به حمل چادر و وسایل بپردازد ، هر سه نفر می توانند به هدف خود دست یابند

در کار باشگاهی ، همین اتفاق در مقیاسی بزرگ تر رخ می دهد : یک مدیر خوب ، تعدادی علاقمند به کوه نوردی و کار اجتماعی را دور هم جمع می کند . یک درس خوانده ی بازرگانی یا بازاریابی می تواند به دنبال حامیان مالی برای باشگاه برود ؛ یک آدم اهل روابط عمومی می تواند با دبیرستان ها و دانشگاه ها ارتباط بگیرد و برای باشگاه ، عضو جذب کند . یک شخص با سابقه در کوه نوردی می تواند به برآورد نیازهای فنی باشگاه بپردازد ، و اعضای دیگر باشگاه هم با تخصص های خود ، برنامه های متنوعی را هدایت خواهند کرد . حاصل کار باشگاه ، پس از مدتی معین ، قطعا چیزهایی بیش از آن است که هر فرد می توانست با بیشترین تلاش فردی خود به دست آورد . بارها در باشگاه های کوه نوردی دیده شده است که شخصی که سال ها به تنهایی کوه نوردی می کرده ، برنامه هایش محدود به یک قله ی خاص ( مثلا در تهران : توچال ) بوده و طی این سال ها ، فقط می توانسته سرعت صعود خود را بیشتر کند . اما وقتی که همین شخص عضو یک باشگاه می شود ، با دیدن فعالیت دیگران یا شنیدن گزارش های صعود دیگران و یا به دلیل تمرین با اشخاص دیگر ، به سرعت راه خود را به سوی قله های دیگر و منطقه های دوردست یا صعودهای نو و دشوار پیدا می کند . این ، نمودی از از اثر هم افزایی است .

انجمن کوه نوردان ؛ جلوه گاه هم افزایی

مجموعه ی باشگاه ها و گروه های کوه نوردی ، می توانند در همکاری با یکدیگر به اثرهای هم افزایی باز هم بیشتری ، که نه با کارهای فردی و نه با کار درون باشگاهی فراچنگ نمی آید ، دست یابند . در چند سال گذشته ، برای مثال ، انجمن توانسته تاثیر ملموسی در تغییر نگرش مثبت دستگاه های دولتی به مجموعه ی غیردولتی داشته باشد . یا توانسته "با ارزش" و "کم ارزش" را در کوه نوردی و در گزارش نویسی از کوه نوردی تبیین کند . همچنین توانسته است توجه به محیط های کوهستانی و مساله ی حفاظت از آن ها را تعالی بخشد و به رسانه های همگانی بکشاند .
لازم است که باشگاه ها و گروه های کوه نوردی ، با پیوستن به انجمن و حمایت از آن ، این اثر هم افزایی را تشدید کنند

پی نوشت : پاراگراف توضیح  از ویکیپدیا نقل شده است

پيام به تيم نانگاپاربات

در روز 23/10/87 تيم ايراني كه در تابستان گذشته قله ي نانگاپاربات را صعود كرده اند ، در محل باشگاه دماوند اسلايد و فيلم هاي مربوط به قله را نمايش دادند . پيام زير ، از سوي انجمن خطاب به سرپرست و مدير فني تيم خوانده شد .
اخبار مربو به اين روز را در تارنماي iranianchallengers.com ببينيد ."

مجمع عمومی اتحادیه ی جهانی سازمان های کوه نوردی در تهران

 

اتحادیه ی جهانی سازمان های کوه نوردی  (UIAA)  کهفدراسیون جهانی کوه نوردی هم خوانده می شود ، از روز 24 مهر تا 27 مهر در تهران جلسه داشت . در سه روز نخست ، هیات اجرایی و کمیته های خاص اتحادیه جلسه داشتند و در روز آخر ، مجمع عمومی برگزار شد . در روز بیست و هشتم مهر هم اتحادیه ( فدراسیون ) کوه نوردی آسیا(UAAA ) مجمع خود را  برگزار کرد . به نوشته ی تارنمای فدراسیون کوه نوردی ایران ، هشتاد نفر مهمان ایرانی و خارجی از 28 کشور جهان در این مجمع شرکت داشتند .

آشنایی با یو.آی.ا.ا.

اتحادیه ی جهانی سازمان های کوه نوردی از سال 1932 تشکیل شده  و کم تر از یک دهه است که عنوان « فدراسیون جهانی » را هم برای خود به کار می برد . ، یو.آی.ا.ا. نهاد بین المللی کوه نوردی است و  خلاصه ی هدف های اعلام شده ی آن ، مطابق آن چه که در تارنمای رسمی آن آمده ، چنین است : تلاش برای فراهم ساختن امکان دسترسی مسوولانه به کوه ها ، حفاظت کوه ها ، ارایه ی استانداردهای مطمئن برای وسایل کوه نوردی ، و برگزاری مسابقه های یخ نوردی و اسکی کوهستان . تا سال گذشته ، مسابقه های صعود ( سنگ نوردی داخل سالن ) هم در حیطه ی کارهای اتحادیه بود ، اما این فعالیت ورزشی از پارسال برای خود تشکیلات مستقل یافت ؛ اگرچه در ایران ، هنوز این رشته ی ورزشی در مجموعه ی فدراسیون کوه نوردی که به فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی تغییر نام داده ، پی گیری می شود .  تا چند سال پیش ، چند کشور ( انگلستان ، فرانسه ، ایتالیا ...) هر کدام دو نماینده و دیگر کشورها هر کدام یک نماینده در یو.آی.ا.ا. داشتند ، اما در سال های اخیر این اتحادیه از هر کشور ، عضوهای متعدد ( با عنوان های عضو وابسته و عضو ناظر ) هم می پذیرد . برای مثال  امروزه ، از کانادا سه سازمان ، از ایتالیا چهار سازمان ، از فرانسه دو سازمان، از سوییس دو سازمان ، از آمریکا دو سازمان  در یو.آی.ا.ا. عضویت دارند . البته پذیرش عضو جدید از یک کشور ، منوط به موافقت عضو قدیمی است و تا آن جا که من می دانم ، در هر صورت از هر کشور فقط یک  سازمان حق رای دارد . در حال حاضر ، 94 سازمان از 66 کشور ، در یو.آی.ا.ا. عضویت دارند . نماینده ی ایران در یو.آی.ا.ا.  فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی است .

ایران و حضور در یو.آی.ا.ا.

از سابقه ی حضور ایران در اتحادیه ی جهانی ، در دوران پیش از انقلاب اطلاعی زیادی در دسترس نیست ، گویا زنده یاد ابوالقاسم نوروزی که از دبیران فدراسیون در آن زمان بوده ، نخستین ایرانی باشد که در این سازمان شرکت کرده است .

نکوداشت راهنمایان پیشکسوت علم کوه

         بار دگر از پس مه و سال             دربین نشاط و اشک و اندوه

  چشمم به جمال آشنا خورد               بوسیدم دامن علم کوه

                                                      جلیل کتیبه ای

 
صفرعلی نقوی              

نام « مش صفر» ، برای کوه نوردان ایرانی و خارجی که به منطقه ی علم کوه آمده و مهمان او شده اند ، یادآور تمامی صفات ممتازی است که مهمان نوازی ایرانی را تداعی می کند . خوش مشربی و روی باز او ، در مدت نیم قرن در ِ خانه اش را به روی راهیان علم کوه باز نگه داشته و این خانه را به خاطره ی جمعی و میراث معنوی کوه نوردی ایران بدل ساخته است .

صفر نقوی به سال 1300 در رودبارک کلاردشت به دنیا آمده است . او در آن منطقه به کار زغال سازی     و کشا ورزی مشغول بود و از سال 1338 با کوه نوردی آشنا شد . مش صفر ، کوه نوردان ایرانی و خارجی را در خانه می پذیرفت و خدماتی مانند تهیه ی قاطر برای حمل بار و راهنمایی را بر عهده می گرفت . درعین حال ، تمام قله های بلند منطقه ، و بعدها کوه های دیگری مانند دماوند و الوند را نیز صعود کرد . او نخستین فرد ایرانی است که با عنوان رسمی « راهنما » از سوی فدراسیون کوه نوردی مشغول به کار شد . پیوستگی فعالیت او در این زمینه ، سبب شده که افرادی از چند نسل کوه نورد را بشناسد و دفترهای یادبود ، عکس ها و پرچم ها و دیگر یادمان هایی که فراهم آورده به مجموعه ی باارزشی بدل شود که نشانگر بخش مهمی از سرمایه ی اجتماعی کلاردشت و کوه نوردی ایران است .

صفر ، در ساخت پناهگاه اولیه ی سرچال به سال 1342 ، و ساخت پناهگاه جدید در سال 1352 مشارکت موثر داشته است . او هم اکنون کارمند بازنشسته ی سازمان تربیت بدنی ، و همچنان مهماندار مهربان   کوه نوردان است ."

صعود نانگاپاربات : افتخار یا اتهام؟

 

 

نقل از: سایت باشگاه کوه نوردی اسپیلت

 

 

 

کوهنورد مشهوری می گوید: اگر کوهستان را دوست داریم ، باید قوانین آن را نیز دوست بداریم و به آن احترام بگذاریم.

قانون کوهستان در درون کوه نهفته است. قانونی که فقط ما کوهنوردان حق تفسیر آن را داریم. آن هم نه همه کوهنوردان ، بلکه آنانی که سالهایی طولانی از عمر خود را در کوهستان سپری کرده اند و البته نه آنهایی که صرفا از کوهها بالا رفته اند و با کوهنوری تشکیلاتی (باشگاهی – گروهی) بیگانه اند.

بعد از شنیدن خبر شکایت قضایی خانواده زنده یاد سامان نعمتی از تیم پرافتخار باشگاه دماوند (صعود کننده به قله سر سخت نانگاپاربات) ، ضروری دانستم مطالبی را از زاویه دید کسی که خود را یک کوهنورد تشکیلاتی می داند و در حال حاضر نیز مسوولیت اداره یک باشگاه رسمی در کشور را بر عهده دارد عنوان کنم:

سالها پیش، زمانی که با ورزش کوهنوردی آشنا شدم (1354) ، کتابی نوشته دکتر هرلیخ کوفر – کوهنورد مشهور آلمانی – با ترجمه احد سالکی با عنوان حماسه نانگاپاربات ، سال ها دری رویایی را به رویم گشود. رویایی که تحقق آن تا همین چند ماه پیش برایم غیرمحتمل می نمود. به نظر من می توان گفت صعودی که تیم باشگاه دماوند به سرپرستی سرکار خانم لیلا اسفندیاری و سرپرستی فنی آقای کاظم فریدیان انجام داد، اندکی برای ما ایرانیان از زمان جلوتر بود، زیرا به نظر می رسد بسیاری از کسانی که در حلقه مفسران ورزش کوهنوردی قرار دارند به اهمیت و ارزش آن پی نبره اند. ارزش و اهمیتی که با دانستن خصوصیات این تیم چند برابر می شود: این تیم با جذب حمایت مالی یک اسپانسر خصوصی و بدون وابستگی به هیچ نهاد و سازمان دولتی اقدام به صعود این قله دشوار کرد (نهمین قله از نظر ارتفاع و دومین قله از نظر سختی)، تیمی که تمام اعضای آن ایرانی، جوان و کاملا مستقل بودند و از همه مهمتر، ازاین تیم 7 نفره 5 نفر موفق به صعود قله شدند.

ما کوهنوردان بهتر از هر کسی می دانیم که خطر جرح و فوت در کوهنوردی متاسفانه اجتناب ناپذیر است.

... و آن گاه كه برسد !

شكور لطفي

معرفي نويسنده: متولد1324، عضو گروه كوه نوردي و اسكي ابرمرداز سال 1340، مربي فدراسيون كوه نوردي از 1352، مربي درجه يك كوه نوردي، صعود بسياري از قله هاي ايران در فصول مختلف .
پژوهش گر، فيلم ساز، مدرس و مولف بيش از ده عنوان كتاب در زمينه ي كودكان و نوجوانان.
عضو و فعال انجمن كوه نوردان ايران از ابتداي تاسيس و عضو هيات مديره در دو دوره ي اخير.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

نوزدهم خرداد ، ‌ساعت 10صبح ، نشست خبري گروه « تلاش برا ي صعود قله ي نانگاپاربات » برگزار مي شود . حقير ، مامور مي شود تا به نمايندگي از انجمن كوه نوردان ايران ، ‌در جلسه حاضر شود . در تالار طبقه ي آخر ساختمان قديمي و زيباي نبش خيابان ورشو ، در خيابان نجات اللهي ، اعضاي گروه ، تعدادي از خبرنگاران ،‌ كوه نوردان قديمي ، ‌نماينده ي پشتيباني مالي برنامه ، تعدادي از اعضاي سازمان كوه نوردي دماوند ، حاضرند . برنامه با تاخيري سي دقيقه اي آغاز مي شود . برق ساختمان و منطقه قطع است . پرده ها را پس مي زنند و درهمين فضا خانم مژگان خليلي به حاضران خوش آمد مي گويد و بعد آقاي كاظم فريديان با تكيه روي تلاش براي صعود به نانگاپاربات صحبت مي كند : يك كار گروهي را سازمان دهي مي كنيم و ببينيم اعضاي گروه به كجا مي رسند و اين مورد اتفاق آراي همه ي افراد گروه است. صعودها به هشت هزار متري ها تضمين شده نيست ، حتي با وجود تمامي امكاناتي كه علم و فن در اختيار صعود كننده ها گذاشته است ؛ بنابراين ما مي رويم تا توانايي هاي خودمان را بيازماييم . آقاي سهند عقدايي ، طي صحبت هايشان گفتند همراهان گروه كه كارهايي كرده اند ،حالا مي خواهند قدم بلندتري بردارند و خود را بيازمايند .آقاي فريديان سرپرست فني گروه به نكته هايي اشاره كردند : تجارب ما در ايران با توجه به ارتفاع كوه ها چند روزه است و بدن اين سختي ها را تاب مي آورد ؛ اما در برنامه هاي ارتفاعات بالا و مدت طولاني ، شرايط ويژه حاكم است و كوه نوردي ورزش خطرناكي است و رفتن به منطقه ي پرخطري چون هيماليا مسووليت بزرگي است و پس از مشورت با صاحبنظران ، تمامي اعضاي گروه ‌به اتقاق همسر ، فرزند ، و والدينشان ، تعهد محضري داده اند كه مسووليت كار با خود اعضاست و ديگران ، حاميان و ... هيچ مسووليتي ندارند ... .
سامان نعمتي ، كوتاه ، از آشنايي و سابقه ي دوستي اش با آقاي فريديان گفت : از سالي كه در صعود به ديواره ي علم كوه با ايشان آشنا شدم و يك تلاش مشترك زمستاني هم با آقاي فريديان ،‌ در علم كوه داشتيم كه ‌دوستيمان را افزون كرد .و نشست ، ‌به پايان مي آمد ، در دل و به زبان گفتم : كه به ياري خدا ،‌ سلامت برويد و برگرديد و موفق ! ؛ اما راستش وقتي حرف از نانگاپاربات بود و اين تجربه ي اول ، قلباً نگران بودم ؛ آخر حق هم داشتيم ، وقتي آمار مي گويد كه از بهار سال 57 تا خرداد 1385 ، يكصد و پنج كوه رو ،‌بر اثر سقوط و سوانح در كوهك كوتاه صفه ،‌در چند قدمي شهر بزرگ اصفهان جان باخته اند ، و درسقوط بالگرد ، شش نفر كه براي احداث هتل پناهگاه دماوند ، تير آهن مي بردند ،‌كشته شدند ؛ ‌يا در روز 13/10/53 ، يازده نفر در توچال ،‌ اوسون و غاريخ مراد ،‌ جان مي بازند ؛ و در وسط تابستان ، يازده جوان را در« دره ي اندرسم » سيل مي برد ؛ ... هم نورد دلاور زنده ياد محمد اوراز كه از آن حادثه ،‌ جان به در برده بود ، چگونه در زادگاهش ،‌ و در حادثه اي آن چناني ،‌ جان مي بازد ... نگراني حق بود . برنامه ي « تلاش براي ...» به برنامه اي موفق و استثنايي ، در تاريخ صعودهاي نانگاپاربات بدل شده ،‌ پنج تن از گروه هفت نفري ،‌ موفق به صعود قله شدند ، اما شيريني اين پيروزي را ، تلخي گم شدن سامان نعمتي دلاور قروه يي گروه ،‌ كه تلاشش در روز پيش از صعود ،‌ تحسين تمامي هم نوردانش را برانگيخته بود ، طعمي ديگر بخشيد .

اثر پدیده جزیره گرمایی شهر تهران بر کوه‌های مجاور

تهران و البرز مهند س جعفر سپهری مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی ایران "هرگونه آسیبی که به محیط‌زیست وارد کنیم، طبیعت از ما و از فرزندان ما، به سختی و با بیرحمی انتقام میگیرد". تهران فرزند البرز (مرکزی) است. این فرزند خیره‌سر، اینک با پرورنده سر سپید خود چنان می‌کند، که هیچ‌کس در تاریخ نکرده است. نمک خورده و نمکدان می‌شکند و هیچ از قهر طبیعت و انتقام سخت آن نمی‌هراسد. با این وجود، کوهپایه‌های زیبای البرز، حتی امروزه هم جایگاه گیاهانی است که از شبنم بامدادی مرواریدهای غلتان بر سر تا به‌پای خود دارند و اشک ژاله بر دامن کوهسار می‌فشانند. یکی از پدیده‌های فیزیکی که در پیرامون ما رخ می‌دهد، جذب پرتو فرابنفش UV توسط زمین و گسیل پرتو فروسرخ IR به جای آن است. در حقیقت گرمایی که ما احساس می‌کنیم از زمین به ما می‌رسد. توجه به این نکته ضروری است که گرما نه در نیمروز که اوج تابش خورشید است، بلکه چند ساعت پس از آن به اوج خود می‌رسد. هر چه سطوح تیره‌تر باشند، گرمای گسیل شده به هوا بیشتر خواهد بود. در شهرها به ویژه در اَبَرشهرها، پهنه گسترده‌ای از سطح شهر مانند سقف ساختمان‌ها و خیابان‌ها تیره رنگ هستند. این سطوح تیره رنگ به ویژه در طي فصل تابستان، گرما را درخود جذب نموده و نابه هنگام آن را به هوا گسيل مي‌دارند. گرمای ناگوار اَبَرشهر تهران ریشه در این نکته دارد. اين پديده باعث افزايش دماي مناطق مسكوني از 2 تا 15 درجه سانتيگراد شده و به نام پديده جزيره گرمايي Urban Heat Island شناخته مي‌شود. این پدیده نه‌تنها به محیط‌زیست تهران بلکه به پیرامون آن هم آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد می‌سازد. شاید زیباترین و غنی‌ترین این زادبوم‌ها بخشی از کوه‌های البرز مرکزی که در همسایگی شمال تهران است، باشد. آنچه که دشت بزرگ تهران و ری را از ژرفای تاریخ تا کنون زندگی بخشید، چشمه‌ساران جوشان و رودهای پر آبی است که از دل کوهستان برف‌انبار و افسانه‌ای البرز (مرکزی) برمی‌خواسته است.

نافرمانی در کوه

عباس محمدی

12/3/65روی دیواره های جنوبی قله ی سه قپه در منطقه ی دنا بودیم . سرپرست برنامه ، من بودم اما فریدون فرد باتجربه تر و سرطناب تیم ما بود . فکر نکرده بودیم که این دیواره ها چنین پرشیب و پیوسته باشند ، و به همین دلیل وسایل فنی کمی آورده بودیم . فریدون ، یک طول طناب کامل را بدون حمایت میانی صعود کرد و حتی با تمام شدن طناب ، به من گفت که آن را آزاد کنم تا بتواند به جای مناسبی برسد ! به او گفتم که با این وضع ، صعود ما و بالا آمدن دیگر بچه ها به صلاح نیست . اما او اصرار داشت که کار را ادامه دهیم ، و من درنهایت او را ملزم به پایین آمدن کردم .
دو روز بعد که به سی سخت برگشتیم ، فریدون با من و دیگر دوستان ، قهر کرد (!) و در حالی که من برای ادامه ی برنامه ، صعود قله های غرب گردنه ی بیژن را پیشنهاد دادم ، او به تنهایی به سوی قله های شرق گردنه رفت و با ما همراهی نکرد .

21/11/1374 فریدون ، خبر آورده است که شب گذشته نفر همراهش ( همایون ) روی ستیغ دوبرار گرفتار رانش برف شده و جان سپرده است . جمعی از کوه نوردان هم گروهی او به سرعت خود را به پیچ مَرغ در جاده ی هراز می رسانند . شب است و هوا توفانی . سرپرست باتجربه ی تیم جستجو ( ابراهیم بابایی ) و دیگر عضو با سابقه ی تیم ( کیومرث بابازاده ) ، می گویند که بالا رفتن در این شرایط کار درستی نیست و نتیجه ای نخواهد داشت . اما رامین ، عضو جوان تیم با این استدلال که شاید همایون هنوز زنده باشد (!) و نیاز به کمک ما داشته باشد ، خودسرانه راه صعود را پیش می گیرد . به فاصله ی کمی پس از او ، دیگران برای آن که حادثه ای دیگر روی ندهد ، به دنبال رامین می روند . افراد در ساعت 2 بامداد در شرایط باد و بوران وحشتناک و تاریکی کامل به خط الراس می رسند . آنان تا چندین ساعت دیگر بی آن که بتوانند کاری کنند ، به سختی پیشروی و سپس عقب گرد می کنند . در این فاصله ، دو بار نقاب برف زیر پای بابایی می شکند که طناب حمایت او را نگه می دارد و یک بار هم فریدون و داریوش چند ده متر روی شیب تند شمال خط الراس سقوط می کنند که معجزه آسا جان به در می برند . البته زانوهای داریوش به شدت آسیب دیدند .

ایرانیان مخترع اسکی هستند

مهندس جعفر سپهری
مدرس دانشگاه جامع علمی‌کاربردی و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی ایران

"نکته‌ای و فرضیه‌ای در باره نام درکه و واژه اسکی"

در بسياری از مناطق پر برف جهان مردم برای آمد و شد بر روی برف به ويژه برای شكار جانوران در فصل زمستان مجبور بودند ابزاری اختراع كنند تا بتوانند بدون فرو رفتن در برف حركت نمايند. در ايران نيز نمونه‌هايی از اين اختراعات ديده شده است. گزنفون، شاگرد سقراط، سردار سپاه کورش کوچک، مورخ معروف یونانی و نویسنده کتاب‌ کورش‌نامه، در کتاب بازگشت ده‌هزارنفری، در طی گذر از کوه‌های کردستان، به تخته‌هايی اشاره می‌كنند كه كف آنها را از روكشی از پوست جانوران كشيده بودند و ساكنان مناطق کردستان، آذربایجان و قفقاز برای گذر از روی برف به پای خود می‌بستند. او می‌گوید که آنها همچنین از تخته‌های باریک و درازی برای رفتن از یک ده به ده دیگر سود می‌جویند. سرهنگ يحيايی رئيس اسبق فدراسيون اسكی و كوهنوردی ايران هم در خاطرات خود می‌آورد كه در سفر تجسسی خود در كوههای پر برف لرستان راهنمايی داشته‌اند كه دارای نوعی راكت برفی بوده و بر زبان محلی به آن (درگ ) می‌گفته‌اند و شكارچيان بومی آن مناطق آن را از شاخ گاو و يا شاخ شكار می‌ساختند . (درگ ) يا راكت برفی كه كوه‌نشينان بختياری به ابتكار خود از شاخ گاو می‌ساختند از سوراخ‌هايی كه روی پل‌های افقی ديده می‌شود در سيمان يا چرم رد می‌كنند و كفش خود را به آن محكم می‌كنند تشکیل شده است. منطقه‌ای کوهستانی و پر برف در جاده سنندج به کرمانشاه وجود دارد که درکه نامیده می‌شود.


تمامی حقوق این سایت متعلق به انجمن کوه نوردان ایران می باشد. استفاده از مطالب این سایت با ذکرمنبع مانعی ندارد.
© 2010-2012 Iran Alpine Club all rights reserved.

Web Design by Parsian CMS, Web Hosting by Parsian Networks 2004-2012 طراحی وب با استفاده از مدیریت محتوا شبکه پارسیان, دامنه و هاستینگ توسط شبکه پارسیان 2004-2012