تعریف
· کار دو یا چند چیز ( مثلا دو عضله یا دو دارو ) برای ایجاد اثری بیشتر از جمع دو اثر فردی .
· دو یا چند عامل که کار آن ها با یکدیگر نتیجه ای را به دست می دهد که از هر یک از عوامل به تنهایی به دست نمی آید .
· ترکیب چند عامل که اثر یکدیگر را به حاصلی بیش از جمع آن ها بدل می سازد .
توضیح
مفهوم هم افزایی ، در مباحث جامعه شناختی دو امر کارآمدی و بهره وری را در هم ادغام می کند ، به ویژه در جایی که اشخاص منافع خود را دنبال می کنند ، درعین این که می کوشند منافع جامعه را نیز پیش ببرند . هم افزایی به این امر می پردازد که مردم چگونه می توانند با کار مشترک به منافع متقابل دست یابند ، به نحوی که دستاوردشان بیش از آن چیزی باشد که فردی می توانند به دست آورند. در این ارتباط می گویند : 5=2+2 و این در جایی بیان می شود که تاثیر عوامل مثبت یک سازمان ، بیش از جمع مقادیر اجزای آن است . این افزایش در بهره وری ِ ناشی از تلفیق نه به دلیل معجزه ، بلکه از کاربست ظرفیت های استفاده نشده ی یک سازمان یا جامعه فراهم می آید . می توان گفت که در وضعیت هم افزایی ، رفتار یک سامانه متفاوت از رفتار اجزای سامانه است .
در زندگی انسانی می توان این مثال را آورد : فرض کنید که شخص الف به دلیل قد کوتاه نمی تواند از یک درخت سیبی بچیند ، شخص ب هم قدش کوتاه است و به سیب نمی رسد . اگر الف بر روی شانه های ب بنشیند ، می تواند سیبی بچیند . در این حال ، حاصل هم افزایی این دو شخص ، یک سیب برای دو نفر است ؛ چیزی که هریک به تنهایی یا با تلاش های فردی جداگانه ، به آن دست نمی یافتند .
مثال دیگری را می توان از موسیقی آورد : نواختن دو ساز ، هر یک به تنهایی ، اثر دراماتیک کم تری دارد تا آن که دو ساز ( یا دو بخش از موسیقی ) با هم نواخته شوند
کوه نوردی
در کوه نوردی ، کار سازمان یافته می تواند به اثر هم افزایی بیانجامد . برای مثال در یک تیم صعود ، افراد گوناگون با تخصص های متفاوت حضور دارند : یک نفر می تواند خوب از شیب های یخی بالا برود ، نفر دیگر سنگ نورد قابلی است ، و نفر سوم بسیار قدرتمند است و می تواند کوله پشتی های سنگین را حمل کند . برای صعود به نوک یک دیواره ی سنگی- یخی ، توانایی هر یک از آن ها به تنهایی کافی نیست . به عبارت دیگر هیچ یک از آن سه نفر هر قدر هم که تلاش کند نمی تواند دیواره را صعود کند . اما اگر نفر اول بخش های یخی ، و نفر دوم بخش های سنگی را سرطناب صعود کند و نفر سوم هم در حمایت هر یک از آن دو به حمل چادر و وسایل بپردازد ، هر سه نفر می توانند به هدف خود دست یابند
در کار باشگاهی ، همین اتفاق در مقیاسی بزرگ تر رخ می دهد : یک مدیر خوب ، تعدادی علاقمند به کوه نوردی و کار اجتماعی را دور هم جمع می کند . یک درس خوانده ی بازرگانی یا بازاریابی می تواند به دنبال حامیان مالی برای باشگاه برود ؛ یک آدم اهل روابط عمومی می تواند با دبیرستان ها و دانشگاه ها ارتباط بگیرد و برای باشگاه ، عضو جذب کند . یک شخص با سابقه در کوه نوردی می تواند به برآورد نیازهای فنی باشگاه بپردازد ، و اعضای دیگر باشگاه هم با تخصص های خود ، برنامه های متنوعی را هدایت خواهند کرد . حاصل کار باشگاه ، پس از مدتی معین ، قطعا چیزهایی بیش از آن است که هر فرد می توانست با بیشترین تلاش فردی خود به دست آورد . بارها در باشگاه های کوه نوردی دیده شده است که شخصی که سال ها به تنهایی کوه نوردی می کرده ، برنامه هایش محدود به یک قله ی خاص ( مثلا در تهران : توچال ) بوده و طی این سال ها ، فقط می توانسته سرعت صعود خود را بیشتر کند . اما وقتی که همین شخص عضو یک باشگاه می شود ، با دیدن فعالیت دیگران یا شنیدن گزارش های صعود دیگران و یا به دلیل تمرین با اشخاص دیگر ، به سرعت راه خود را به سوی قله های دیگر و منطقه های دوردست یا صعودهای نو و دشوار پیدا می کند . این ، نمودی از از اثر هم افزایی است .
انجمن کوه نوردان ؛ جلوه گاه هم افزایی
مجموعه ی باشگاه ها و گروه های کوه نوردی ، می توانند در همکاری با یکدیگر به اثرهای هم افزایی باز هم بیشتری ، که نه با کارهای فردی و نه با کار درون باشگاهی فراچنگ نمی آید ، دست یابند . در چند سال گذشته ، برای مثال ، انجمن توانسته تاثیر ملموسی در تغییر نگرش مثبت دستگاه های دولتی به مجموعه ی غیردولتی داشته باشد . یا توانسته "با ارزش" و "کم ارزش" را در کوه نوردی و در گزارش نویسی از کوه نوردی تبیین کند . همچنین توانسته است توجه به محیط های کوهستانی و مساله ی حفاظت از آن ها را تعالی بخشد و به رسانه های همگانی بکشاند .
لازم است که باشگاه ها و گروه های کوه نوردی ، با پیوستن به انجمن و حمایت از آن ، این اثر هم افزایی را تشدید کنند
پی نوشت : پاراگراف توضیح از ویکیپدیا نقل شده است




