گرم شدن زمین ، و کوه ها » مطابق چند یادداشت که در نشریه ها و تارنمای ماونتین فوروم در یک سال گذشته به چشم می خورد ، می بایست موضوع یا شعار روز جهانی کوهستان در سال 2007 باشد .این سال ، به دلیل ذوب سریع یخ های قطبی در سال های اخیر(که چند برابر بیشتر از سرعت ذوب یخچال های کوهستانی بیرون از قطب است ) سا ل جهانی قطب نامیده شد . همچنین ، شعار روز جهانی محیط زیست درسال 2007، " یخ های ذوب شونده ، موضوعی داغ ؟ " بود . و دیگر این که امسال، یکی از معروف ترین سیاستمداران جهان فیلمی پرسروصدا درباره ی گرم شدن زمین ساخت ، که به برکت آن چند جایزه – از جمله ، جایزه ی صلح نوبل – را برد . پاپ هم بسیاری را از سراسر جهان به قطب شمال برد تا گرم شدن زمین را ببینند ... ! با این همه ، اما کوه ها همچون همیشه ، مظلوم واقع شدند و ذوب شدن پوشش سفید و خیال انگیز آن ها و از شکل افتادن شان چندان حساسیتی را برنیانگیخت ؛ چنین است که در آستانه ی روز جهانی کوهستان ، حتی در تارنمای ماونتین فوروم هم چیز زیادی در مورد این رویداد به چشم نمی آید .
به نظر می رسد که فقط در ایران نیست که رویدادها – حتی از نوع فاجعه بار- بهانه ای می شود برای نشست و برخاست های خودنمایانه ی سیاستمداران ؛ در آمریکا و واتیکان هم برای نشان دادن فاجعه های زیست محیطی ، مراسم پر ریخت و پاشی برگزار می کنند که خود کمکی است به گرم تر شدن زمین ! درحالی که برای جلوگیری از گرمایش زمین ، انسان ها باید کم تر مصرف کنند ، کم تر به سفر – به ویژه سفرهای هوایی – بروند ، و از هرگونه مراسم تجملاتی پرهیز کنند ... اما ، سیاستمداران و کوچک ابدال های آنان ، سوزان شدن زمین را نیز دستاویز جلوه فروشی قرار داده اند .
« ستم مساوی ، عدل است !» ؛ برپایه ی این ضرب المثل خودمانی ، می توانیم چندان هم ناخرسند نباشیم که دومین مقام اجرایی کشور ، به تازگی امر محیط زیست و کنترل جمعیت را « توطئه ی غربی ها » خوانده است . در غرب ( به ویژه در آمریکا ) هم ، مقام های اجرایی برای نگاه داشتن سرمایه سالاران در پست سر خود ، هنوز استدلال ها و نشانه های های آشکار را در این مورد که « پیشرفت و توسعه» به سبک امروزین ، زمین را به نابودی می کشاند ، کافی نمی دانند و به گفته های پاره ای اقلیم شناسان استناد می کنند که در تشخیص تغییرات اقلیمی باید دوره های طولانی – دست کم چندصدساله – را در نظر گرفت ، و نه دوره های کوتاه چند دهه ی اخیر را که گرم شدن غیر عادی زمین را نشان می دهند . گویا باید برای جلوگیری از اثر تخریبی گازهای گلخانه ای که زمین را گرم کرده و قطب ها را کوچک ساخته و کلاهک های برفین و دلکش کوه ها را به باد داده اند ، باید دویست – سیصد سال دیگر صبر کنیم تا آقایان به الگوی قابل استناد زمین شناختی دست یابند !
ما کوه نوردان اما ، در همین عمر کوتاه خود تغییراتی را به چشم دیده ایم که اگر با همین شدت ادامه یابند ، در زمان عمر یک نسل دیگر ، دست کم در ایران چیزی به نام یخچال یا برفچال بر جای نخواهند گذاشت . در شهریور سال 1360 که دیواره ی یخی دره ی یخار دماوند را به همراه استاد بابایی و دیگران صعود می کردیم ، آن را دیواره ای عمودی از یخ درمیان دهلیزهای بزرگی از یخ و برف دیدیم ؛ اسلایدهای دوست ام سهند عقدایی که در سال ۱۳۸۵ به صعود این "دیواره" ی یخی دست زده بود ، مرا متاثر کرد که این یخ پاره ی کوچک و کم شیب کجا و آن هیولا کجا ؟! در پوستر روز جهانی کوهستان امسال ، تصویر یخچال علم کوه در مرداد 1360 را با عکس همین جا در سال ۱۳۸۴ کنار هم آورده ایم ، با قیاس این دو به سادگی می توان دریافت که این یخچال که شاید تنها نمونه ی یخچال دره ای در منطقه ی خاورمیانه و افریقای شمالی باشد ، آخرین سال های عمر خود را سپری می کند . در هر کوهستان دیگر ایران هم می توانیم کوتاه تر شدن دوره ی زمستانی و کم دوام تر شدن پوشش های برفی را در مقایسه با 15-10 سال پیش ببینیم . شاید کوچک بودن پهنه های برف و یخی ایران ، مانع نمایان شدن خطر زوال آن ها در نظر ساده انگار ما باشد ، و به این دلیل بد نیست که آمارهایی از منطقه ی بزرگ هیمالیا بیاوریم .
یک پژوهش دراز مدت که به دست فرهنگستان علوم چین انجام شده ، نشان میدهد که در 24 سال گذشته در 46928 یخچال این کشور ، 5.5 درصد عقب نشینی پدید آمده که برابر است با بیش از 3000 کیلومتر مربع یخ . این مطالعه ، پیش بینی می کند که اگر تغییر اقلیم با همین نرخ ادامه یابد ، تا سال 2050 دوسوم یخچال های چین و تا سال 2100 تقریبا تمامی آن ها ناپدید خواهند شد . در هیمالیای هند ، یخچال گانگوتری از سال 1780 تا 2001 حدود دو کیلومتر عقب نشینی کرده است . در کشور بوتان ، عقب نشینی یخچال مطابق مقایسه ای که میان نقشه های مربوط به سال 1963 با عکس های ماهواره ای 1993 صورت گرفته ، تقریبا هشت درصد بوده است .در بوتان ، پاره ای یخچال های کوچک به کلی ناپدید شده اند . از 1962 تا 2000 عقب نشینی یخچال ایمجا در نپال 41 متر در هر سال بوده است که این رقم برای فاصله ی 2000 تا 2006 معادل 74 متر در هر سال بوده است . در مواردی ، با عقب نشینی یخچال ها دریاچه های یخچالی پدید آمده اند . مطالعه ی این گونه دریاچه ها در نپال ، نتیجه های تکان دهنده ای را نشان می دهد .
در صد سال گذشته ، میانگین دمای سطح زمین بین 0.3 تا 0.6 درجه ی سانتی گراد افزایش یافته است . در این قرن ، ده سال گرم به ثبت رسیده و دهه ی 90 میلادی احتمالا گرم ترین دهه ی هزاره در نیم کره ی شمالی بوده است . سال 1998 گرم ترین سال ، و پس از آن سال 2005 دومین سال گرم ثبت شده بوده است . بنا بر تخمین های هیات " بین دولتی تغییرات جوی" ( آی پی پی سی ) گرم شدن زمین در قرن 21 ادامه خواهد یافت ؛ اگر میانگین دمای زمین در 1990-1961 را دمای متوسط بگیریم ، در فاصله ی 1990 تا 2100 این دما ، بسته به مدل جوی و مقدار گازهای گلخانه ای که آزاد می شوند ، می تواند افزایشی بین 1.8 تا 5.8 درجه ی سانتی گراد داشته باشد .
ممکن است به نظر رسد که تغییرات درحد چند درجه تاثیر چندانی بر حیات ندارد ، به ویژه که ما در طول سال با تغییر فصله ، و حتی در هر شبانه روز ، شاهد بالا و پایین رفتن چند ده درجه ای دما هستیم و ظاهرا هیچ آسیبی به حیات جانوری و گیاهی و انسانی وارد نمی شود ! اما جالب توجه است بدانیم که تغییر میانگین دمای زمین ، تاثیر شدیدی بر جلوه های زندگی دارد؛ در این میان عقب نشیینی یخچال های کوهستانی ، شاهد شاخصی بر این تاثیرات هستند . برای مثال ، بالا رفتن حدودا یک درجه ای دما در آلپ ها ، سبب شده که سطح یخچال های این منطقه حدود 40 درصد ، و حجم آن ها 50 درصد کاهش یابد . صد سال پیش در "پارک ملی یخچال" در کوه های راکی آمریکا ، 150 یخچال وجود داشت . امروزه فقط 27 یخچال در آن جا باقی مانده است و با روند کنونی ، 25 سال دیگرهیچ یخچالی در پارک ملی یخچال باقی نخواهد ماند . از سال 1900 تا کنون ، 80 درصد برف های کلیمانجارو از میان رفته و ممکن است تا سال 2020 کل آن نابود شود .
عقب نشینی یخچال ها و بالا رفتن "برف مرز" ها ، سبب به هم خوردن نظم طبیعی زیست بوم ها می شود . برای مثال ، پاره ای گونه ها از پایین دست به بالا می روند و فشار بر گونه های بومی ارتفاعات بیشتر می شود . این امر ، اثر مخربی بر " زی گونگی" ( تنوع زیستی ) دارد . از نظر تاثیر بر زندگی انسان ، کافی است بدانیم که یخچال های هیمالیا و ذخیره ی آب شیرین آن ها ، بخش جدایی ناپذیری از سامانه ی پشتیبانی زیست نیمی از جمعیت جهان هستند . کوه ها با نگاه داشتن یخ و برف و رها کردن تدریجی آب ، نقش بی همتای " برج های آب" را برای زیستمندان پهنه ی زمین داشته اند . هرگونه تغییر در الگوهای آب وهوایی می تواند فاجعه هایی را برای این زیستمندان – از جمله انسان- در پی داشته باشد .
در کشورهای خشک مانند ایران ، گرم شدن زمین اثرات فاجعه بار بیشتری دارد ؛ ذخیره ی کم تر برف در کوه ها می تواند رودخانه های دایمی را به رواناب های فصلی بدل سازد و در نتیجه در نیمه ی دوم تابستان و در پاییز با کمبود شدید آب روبرو شویم . از سوی دیگر در نتیجه ی گرم تر شدن هوا ، ذوب ناگهانی برف ها در بهار شدیدتر خواهد شد و در نتیجه سیل های بیشتری جاری خواهد شد . به این ترتیب ، چرخه ی سیل- خشک سالی شکل خواهد گرفت ، پدیده ای که در 15-10 سال اخیر شاهد آن بوده ایم . تاثیر دیگر گرم شدن زمین ، افزایش تبخیر خواهد بود که در سرزمین های خشک تاثیر ویران گر زیادی بر خاک و تالاب ها و دریاچه های پشت سدها دارد . گرم شدن کوه ها ، اقامت ییلاقی دام داران را در کوهستان طولانی تر کرده که این امر ، فشار بر منابع طبیعی حساس کوهستان را تشدید کرده و فرسایش خاک را نیز افزایش داده است .
در پاره ای منطقه ها ، عقب نشینی یخچال ها سبب پدید آمدن دریاچه هایی در پشت دیواره های سست مورنی شده است . سیل های ناشی از باز شدن این دریاچه ها ، در سال های اخیر در بخش هایی از هیمالیا – به ویژه در شرق آن- تاثیر بسیار مخربی بر زندگی مردم و تمامی زیست بوم ها داشته است .
تلاش برای کاستن از روند گرمایش زمین ، حفظ جنگل های کوهستانی و نیز جنگل های کم ارتفاع که رطوبت را برای ارتفاعات تامین می کنند ، و حفظ دیگر پهنه های طبیعی باقی مانده که سبب برقراری ارتباط زیستگاه ها می شوند ، از وظیفه های همگان و به ویژه مدیران کشور است . فقط با این کارها می توان امید داشت که حیات همچنان باتنوع و باشکوه بماند و انسان ها آسودگی و آرامش بیشتری داشته باشند .
عباس محمدی





.jpg)

