صعود نانگاپاربات : افتخار یا اتهام؟

 

 

نقل از: سایت باشگاه کوه نوردی اسپیلت

 

 

 

کوهنورد مشهوری می گوید: اگر کوهستان را دوست داریم ، باید قوانین آن را نیز دوست بداریم و به آن احترام بگذاریم.

قانون کوهستان در درون کوه نهفته است. قانونی که فقط ما کوهنوردان حق تفسیر آن را داریم. آن هم نه همه کوهنوردان ، بلکه آنانی که سالهایی طولانی از عمر خود را در کوهستان سپری کرده اند و البته نه آنهایی که صرفا از کوهها بالا رفته اند و با کوهنوری تشکیلاتی (باشگاهی – گروهی) بیگانه اند.

بعد از شنیدن خبر شکایت قضایی خانواده زنده یاد سامان نعمتی از تیم پرافتخار باشگاه دماوند (صعود کننده به قله سر سخت نانگاپاربات) ، ضروری دانستم مطالبی را از زاویه دید کسی که خود را یک کوهنورد تشکیلاتی می داند و در حال حاضر نیز مسوولیت اداره یک باشگاه رسمی در کشور را بر عهده دارد عنوان کنم:

سالها پیش، زمانی که با ورزش کوهنوردی آشنا شدم (1354) ، کتابی نوشته دکتر هرلیخ کوفر – کوهنورد مشهور آلمانی – با ترجمه احد سالکی با عنوان حماسه نانگاپاربات ، سال ها دری رویایی را به رویم گشود. رویایی که تحقق آن تا همین چند ماه پیش برایم غیرمحتمل می نمود. به نظر من می توان گفت صعودی که تیم باشگاه دماوند به سرپرستی سرکار خانم لیلا اسفندیاری و سرپرستی فنی آقای کاظم فریدیان انجام داد، اندکی برای ما ایرانیان از زمان جلوتر بود، زیرا به نظر می رسد بسیاری از کسانی که در حلقه مفسران ورزش کوهنوردی قرار دارند به اهمیت و ارزش آن پی نبره اند. ارزش و اهمیتی که با دانستن خصوصیات این تیم چند برابر می شود: این تیم با جذب حمایت مالی یک اسپانسر خصوصی و بدون وابستگی به هیچ نهاد و سازمان دولتی اقدام به صعود این قله دشوار کرد (نهمین قله از نظر ارتفاع و دومین قله از نظر سختی)، تیمی که تمام اعضای آن ایرانی، جوان و کاملا مستقل بودند و از همه مهمتر، ازاین تیم 7 نفره 5 نفر موفق به صعود قله شدند.

ما کوهنوردان بهتر از هر کسی می دانیم که خطر جرح و فوت در کوهنوردی متاسفانه اجتناب ناپذیر است.

بنا ندارم فهرستی از آسیب دیدگان وکشته شدگان داخل و خارج کشور از سالهای آغاز کوهنوردی خود تاکنون را برایتان بنویسم اما در هیچ یک از این حوادث به یاد ندارم که کوهنوردی به عمد باعث صدمه یا فوت همنورد خود شده باشد. مگر نه این است که این شعار، همیشه ورد زبان ما کوهنوردان بوده است؟- کوهنوردی ورزش جمعی، ورزش تعاون ، ورزش از خود گذشتن برای دیگری ، ورزش فکر و فلسفه …. آیا زمان آن نرسیده که به شعارهای همیشگی خود عمل کنیم؟ پس کی زمان حمایت از یک صعود افتخار آفرین و استثنایی می رسد؟

باید بدانیم حادثه ای که منجر به فوت زنده یاد سامان نعمتی شد می توانست برای هر یک از اعضای باشگاهها و گروههای ما رخ دهد، به یاد بیاورید ضرب المثل معروف آسیاب به نوبت را …

اکنون که دروازه صعود قلل مرتفع خارج از کشور به روی ایرانیان گشوده شده است، باید احتمال حوادثی از این دست را بدهیم. متاسفانه به دلیل نبودن اتحادیه یا سندیکا برای احقاق حق باشگاهها و گروهها، آنها می باید از راههایی این چنین (نظیر نوشتن این نامه) حق و حقوق خود را مطالبه کنند.

این تیم مطابق روال معمول همه تیم های صعودکننده به قلل خارجی (چه دولتی چه غیردولتی) با امضای تعهدنامه محضری و با آگاهی کامل از احتمال وقوع خطرات و حوادث این صعود، حق هرگونه اعتراضی را از خود سلب کرده بود. علاوه بر آن فقط ما کوهنوردان می دانیم که در ارتفاعات بالای 6000 متر به دلیل شرایط خاص جوی، قدرت تصمیم گیری و رفتار کاملا منطقی از شخص گرفته می شود. البته که بحث بر سر اشتباهات کرده یا نکرده این تیم نیست، نکته این است که دادگاه رسیدگی به این گونه خطاها، قطعا نزد قاضی محترمی که شاید تاکنون در عمر خود هیچ کدام از این شرایط را تجربه نکرده است نمی تواند باشد. دادگاه کوهنوردان باید از خود کوهنوردان باشد. هنوز از یاد نبرده ایم شکایت قضایی خانواده زنده یاد جلال رابوکی (سال 81) به دلیل نقصان قوانین مدنی کشور چگونه مشمول مرور زمان شد و سرانجام نیز نتیجه ای جز مختومه شدن نداشت. زیرا در هیچ کجای قوانین مدنی کشور وظایف سرپرست و اعضای تیم در ارتفاعات آنچنانی ذکر نشده است.

معتقدم در اولین قدم انجمن کوهنوردان ایران به عنوان تشکیلاتی غیردولتی و مردمی می تواند با تشکیل جلسه ای با حضور رؤسای باشگاه ها و گروههای کوهنوردی، مواضع صریح و روشن این صنف را به جامعه کوهنوردی و مراجع ذیصلاح اعلام کند؛ مواضعی که باید مبتنی بر اصول و قواعدی باشد که تنها ما کوهنوردان در شرایط سخت صعود از آن آگاهیم، نه شایعات و احتمالات و تحریکات عده ای که می خواهند نظرات شخصی خود را با زیر پا گذاشتن این اصول ابراز کنند. به راستی چه چیز غیر از این مسائل می توانست این چنین استقبال گرم خانواده زنده یاد سامان نعمتی و کوهنوردان شهر قروه را از این تیم هنگام ورودشان به فرودگاه امام، تبدیل به شکایت از این تیم کند؟

حرکتی که تحت عنوان این شکایت آغازشده است، می تواند ضربه ای جبران ناپذیر به فرهنگ ورزش کوهنوردی وارد کند. زیرا در صورت عدم پیگیری جدی از سوی انجمن کوهنوردان عواقب این اقدام دامان باشگاهها و گروه های کوهنوردی را که پیشانی حرکت های نوین کوهنوردی در کشور هستند خواهند گرفت.

بنابراین از تمام رؤسا و مسئولین باشگاهها و گروه های کوهنوردی کشور انتظار می رود سریعتر نسبت به ابراز مواضع صریح سازمان مربوطه خود در مورد این حادثه اقدام کنند تا در صورت جلب نظر موافق اکثریت، این مواضع طی بیانیه ای به اطلاع جامعه کوهنوردی، مراجع ذیصلاح قضایی و جراید کثیرالانتشار برسد تا شاید اقدامی مثبت باشد برای دلگرم کردن متهمانی که به زودی در دادگاه حاضر خواهند شد.

در پایان ضمن آرزوی آرامش ابدی برای روح قهرمانانه و پاک سامان نعمتی از خداوند متعال و طلب صبر برای خانواده محترم ایشان اعلام می کنم که افتخارات این صعود هیچ گاه از یاد و خاطره کوهنوردان حال و آینده این مرز و بوم پاک نخواهد شد، آنجا که به یاد آوریم سرپرستی این صعود به دست بانویی انجام شد که با توجه به سطح ورزش بانوان کوهنورد در کشور و در مقایسه با آقایان اتفاقی خجسته بود و بی شک همراهی این تیم توسط کوهنورد صاحب نام و برجسته کشور آقای کاظم فریدیان نیز آن را به صعودی تاریخی بدل خواهد کرد.

کاش می پذیرفتیم برای عبور از هر مرحله ای به مرحله بالاتر باید هزینه گزافی پرداخت و این هزینه ای است که باید برای عبور از مرزهای عادی این ورزش بپردازیم.

و آخرین سخن از حافظ که می فرماید:

یارب از ابر هدایت برسان بارانی                     پیشتر زان که چو گردی زجهان برخیزم

  مؤسس و مسئول باشگاه کوهنوردی اسپیلت

ذبیح اله حمیدی

۲۷ شهريور ۱۳۸۷


تمامی حقوق این سایت متعلق به انجمن کوه نوردان ایران می باشد. استفاده از مطالب این سایت با ذکرمنبع مانعی ندارد.
© 2010-2012 Iran Alpine Club all rights reserved.

Web Design by Parsian CMS, Web Hosting by Parsian Networks 2004-2012 طراحی وب با استفاده از مدیریت محتوا شبکه پارسیان, دامنه و هاستینگ توسط شبکه پارسیان 2004-2012