
اواخر روز تیم خسته و سرمازده به کمپ 4 می رسد. حال برخی از نفرات به علت فرسایشی بودن صعود مناسب نیست. کم آبی و ارتفاع اثر بدی روی نفرات گذاشته و هرکس به چادر خویش می خزد. خبری از کریم نادعلیان و زنده یاد عیسی میرشکاری هم نیست که باتوجه به برنامه نادعلیان برای بازگشت، هنوز گمان می رود ایشان به همراه زنده یاد میرشکاری به کمپ های پایین تر بازگشته اند. از شدت طوفان کاسته نشده است . شب سختی سپری می شود. اندک تلاش هایی برای رساندن مایعات و کالری به بدن صورت می گیرد .
بعد از مدتی آقای نجاریان جهت گرفتن کیف داروها به چادر بچه های زنجان می آید ، با کمال ناباوری همه متوجه می شوند که زنده یاد میرشکاری هنوز در کمپ 4 است و با آقای نادعلیان به پایین نرفته است ،وی اعلام می کند که حال عیسی خیلی وخیم نیست و با کمی دارو و یا تزریق داگزا می توان شب را به صبح رساند و در این رابطه با دکتر در کمپ 2 صحبت کرده و دستور پزشکی را دریافت نموده است.
ادامه گزارش را در سایت آیاز بخوانید
http://dadadagh.blogfa.com/post-375.aspx





.jpg)

