تحلیلی

مکملهای غذایی : سودمند یا زیانبار؟

    « دکتر ابوالفضل جوادی »

Javadi.a.md@gmail.com
       معرفی شماری از مکملهای غذایی در نشست انجمن کوه نوردان ایران، واکنشهایی را از سوی برخی فعالان فرهنگی حوزه کوه نوردی برانگیخت. قصد نگارنده پاسخ گویی به آن نوشته ها نیست اما به عنوان کوه نورد و کارشناس تغذیه ورزشی، روشنگری در این زمینه را وظیفه خود می دانم. در مورد مکملهای غذایی، سوء تفاهم های زیادی در میان مردم وجود دارد که موارد زیر از جمله آنهاست:
-          برخی از مردم، مکملها را با دارو و مصرف آنها را با « دوپینگ » اشتباه می گیرند. همان گونه که از نامش پیداست، « مکمل غذایی » را برای تکمیل تغذیه و برطرف کردن کمبود مواد غذایی خاص مصرف می کنند. پس مکملها برای کسانی سودمندند که به دلیل محدودیتهای تغذیه ای ( مانند گیاه خواری ) یا شرایط محیطی ویژه ( مانند حضور بلند مدت در ارتفاع ) دچار کمبود برخی از مواد غذایی می شوند. مکملها دارو نیستند و مصرف آنها نه تنها ممنوع نیست بلکه در موارد پیش گفته، ضروری و گریز ناپذیر است.
-          برخی می اندیشند هر ورزشکاری به مکمل نیاز دارد و مصرف این مواد می تواند کارایی ورزشی همه را بهبود بخشد. یادمان باشد تشخیص نیاز ورزشکار به مکمل، با پزشک ورزش است. تعیین نوع مکمل مورد نیاز و مقدار و مدت مصرف آن نیز همین گونه است.
-          متاسفانه بسیاری از ورزشکاران و حتی مربیان نمی دانند که هر مکملی کاربرد ویژه ای دارد و در گونه خاصی از فعالیتهای ورزشی به کار می آید. مکملهای مناسب برای فعالیتهای انفجاری، به درد ورزشکاران قدرتی نمی خورند و مکملهای موثر بر قدرت، در ورزشهای استقامتی به کار نمی آیند.
-          ورزشکاران رشته های گوناگون، مکملها را عموما برای بهبود کارایی ورزشی مصرف می کنند اما برای کوه نوردان، برخی مکملها ارزش حیاتی دارند. مصرف برخی مکملها در صعودهای بلند بویژه در هیمالیا برای حفظ تندرستی کوه نوردان ضرورت دارد. به عنوان مثال می توان به مصرف ویتامین  ای یا ویتامین  ث برای پیشگیری از مرگ یاخته ها در ارتفاع اشاره کرد.
-          برخی مکملهای موجود در بازار، به دارو آلوده اند. سازندگان این محصولات برای تامین رضایت خریداران، برخی از داروهای نیروزا را به مکمل می افزایند. پس تحقیق در باره شرکتهای سازنده مکملها و مطمئن شدن از پاک بودن محصولات آنها، از پیش شرطهای مهم مصرف مکملهاست.
-          نشناختن مکملها، ما را از زیانهای احتمالی آنها در امان نگه نمی دارد. اتفاقا بسیاری از سوء استفاده های رایج از مکملها، ریشه در نا آشنایی ورزشکاران با این دسته از مواد دارد.
       نوشتاری که در پی می آید، می تواند حداقل شناخت لازم را به ورزشکاران بویژه کوه نوردان بدهد تا بتوانند در برخورد با گسترش روزافزون مصرف مکملها، دست کم برای خود تصمیم درست و عاقلانه بگیرند.
انواع مکمل
 مواد نيروزا، به موادي گفته مي‌شود كه با هدف بهبود كاركرد ورزشي، افزايش ماهيچه‌ها يا كاهش چربي مصرف مي‌شوند. طيف مواد نيروزا بسيار گسترده است. در يك انتهاي اين طيف، غذاهاي طبيعي ودرانتهاي ديگر آن داروها قرار دارند. مكمل‌ها در ميانه اين طيف جاي دارند و اجزايي از مواد غذايي هستند كه با هدف افزايش ظرفيت انجام كار فيزيكي به مصرف مي‌رسند. مكمل‌ها به سه دسته اصلي تقسيم مي‌شوند كه عبارتند از:
1 ) مكمل‌هاي مؤثر بر توليد و مصرف انرژي
2 ) مكمل‌هاي مؤثر بر حجم ماهيچه‌ها
3 ) مكمل‌هاي مؤثر بر تندرستي عمومي
اسيد اسپارتيك:
اسيد اسپارتيك يكي از اسيدهاي آمينه است كه در روند تبديل آمونيم به اوره در كبد نقش دارد. مي‌دانيم كه انباشت آمونيم در بدن موجب پيدايش خستگي مي‌گردد. يكي از كاركردهاي كبد، تبديل آمونيم به اوره و كمك به دفع آن از راه ادرار است. اسيد اسپارتيك در روند تبديل آمونيم به اوره نقش دارد. به همين دليل به نظر مي‌رسد اسيد اسپارتيك در رفع خستگي و افزايش كارايي جسمي مؤثر است. فرض بر اين است كه تجويز اسپارتاتمي‌تواند دفع آمونيم از بدن را تسهيل كرده خستگي را به تعويق اندازد. گرچه هيچ خطري براي مصرف اسيد اسپارتيك شناخته نشده است، نتايج پژوهش در اين زمينه قطعي نيست. بررسي‌هاي سازمان يافته و كنترل شده بيشتري لازم است تا اثرات اسيد اسپارتيك بر ظرفيت جسمي ورزشكار روشن شود.
بيكربنات:
بيكربنات سديم، نمكي قليايي است كه به طور طبيعي در بدن ساختهمي‌شود. اين نمك را به عنوان اندوخته قليايي خونمي‌شناسند. اندوخته قليايي مسئول خنثي كردن اسيد لاكتيك است كه ضمن ورزش بيهوازي سنگين در ماهيچه توليدمي‌شود. مي‌دانيم كه خستگي ناشي از ورزش سنگين، مربوط به انباشت لاكتات در ماهيچه است كه در مرحله بعد به خون راه مي‌يابد. با مصرف موادي كه غلظت بيكربنات پلاسما را افزايشمي‌دهندمي‌توان  PH خون را بالا برده آن را قليايي كرد تا غلظت‌هاي بالاتر لاكتات را تحمل نمايد. در حوزه تئوري اين امرمي‌تواند ضمن ورزش بيهوازي كوتاه مدت، آغاز خستگي را عقب بياندازد. علاوه بر اين به نظر مي رسد بيكربنات در روند بازسازي ATP   نيزنقش داشته باشد. البته بايد خاطر نشان ساخت كه بيكربنات سديممي‌تواند موجب اختلالات گوارشي از جمله تهوع، اسهال، دل‌پيچه، نفخ و نيز تحريك‌پذيري و گرفتگي عضلاني گردد. از سوي ديگر برخي پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه سيترات سديم تأثير مشابهي بر ظرفيت خنثي سازي اسيد  دارد، بدون اينكه اختلال گوارشي ايجاد نمايد.
كافئين:
كافئين يكي از پرمصرف‌ترين مکملها ( و داروها ) ي دنياست كه در قهوه، چاي، كاكائو، نوشابه‌ها و بسياري از غذاهاي ديگر يافتمي‌شود. كافئين از محرك‌هايدستگاه عصبي مركزي است كه هشياري ذهني و تمركز را افزايشمي‌دهد، خلق و خو را بهتر مي‌كند، خستگي را كاهشمي‌دهد و آغاز آن را عقبمي‌اندازد. همچنين كافئين زمان واكنش را كوتاهمي‌سازد، رهايش كاتكولامين را افزايشمي‌دهد، بر انتقال اسيدهاي چرب آزادمي‌افزايد و مصرف تري‌گليسريد توسط ماهيچه‌هارا بالامي‌برد. در نهايت افزايش سوختن چربي‌ها و حفظ اندوخته گليكوژن، افزايش ظرفيت تمرين شديد و بلند مدت و بهبود كاركرد ماهيچه از مهمترين آثار كافئين است. كافئين در مقادير بيش از حدمي‌تواند موجب عصبانيت، بيقراري، بيخوابي، رعشه، افزايش ادرار و همچنين افزايش آمادگي براي آسيب قلبي گردد. شايد كافئين با حفظ نسبي اندوخته گليكوژن، براي ورزشكاران استقامتي سودمند باشد ولي اثر ادرارآور آن براي ورزشكاران  به ويژه ضمن ورزش در گرما  زيانبار است. اثر ادرارآور كافئينمي‌تواند به ورزشكاران قدرتي در كاهش وزن كمك نمايد. البته وجود مقادير زياد كافئين در خون یا ادرار در مسابقات به معنی دوپینگ است و كساني كه بيش از ميزان مجاز آن مصرف نمايند از رقابت حذف خواهند شد. پس کافئین در مقادیر کم مکمل و در مقادیر زیاد دارو به شمار می آید. قهوه، چاي و نوشابه‌هاي غيرالكلي از منابع غذايي كافئين هستند.
كارنيتين:
كارنيتين بخشي از ماهيچه است و براي انتقال اسيدهاي چرب بلند زنجير به ميتوكندري ياخته به كار مي‌آيد. ضمن ورزش بلند مدت، غلظت اسيدهاي چرب آزاد در پلاسما غالباً بالاتر از انرژي مورد نياز است. چنين فرض شده كه افزايش كارنيتين در دسترسمي‌تواند با انتقال اسيدهاي چرب از سيتوپلاسم به ميتوكندري، اكسيداسيون چربي‌ها را تسهيل كند. به اين ترتيب چربي‌هاي بدن كاهش يافته، اندوخته گليكوژن براي مراحل پاياني ورزش حفظ مي گردد. پس تأثير احتمالي كارنيتين، محدود به ورزش‌هاي استقامتي و هوازي است. البته شماري از بررسي‌ها در يافتن شواهدي به نفع اثر نيروزاي مكمل كارنيتين شكست خورده‌اند. گوشت گوسفند و فراورده‌هاي شير از منابع غذايي مهم كارنيتين هستند. بازسازي كارنيتين در كبد و كليه انجام مي‌گيرد. مصرف اين ماده مي‌تواند موجب پيدايش اسهال گردد.
كراتين:
كراتين يا اسيد متيل گوانيدين ، نوعي اسيد آمينه و از مكمل‌هاي مؤثر بر سوخت و ساز انرژي است. اساس كاربرد كراتين به عنوان مكمل، نقش آن در ماهيچه است؛ جايي كه تقريباً دوسوم از مقدار تام آن به شكل فسفوكراتين حضور دارد. كار اصلي كراتين، شركت در روند بازسازي آدنوزين‌ تري فسفات (ATP) است. ATP شكل رايج انرژي مورد استفاده ياخته‌هاست. نقش ديگر كراتين، جلوگيري از انباشت اسيد در ماهيچه‌هاست. فرض بر اين است كه مصرف مكمل كراتين مي‌تواند محتواي كراتين ماهيچه را بهبود بخشد و در نتيجه، توانايي ورزش سنگين را بالا ببرد. با توجه به نقش كوتاه سيستم فسفاژن در مرحله آغازين فعاليت جسمي، تأثير احتمالي كراتين محدود به ورزش‌هاي انفجاري مانند پرش‌ها، پرتاب‌ها و ... مي‌شود. پژوهش‌هاي انجام شده در زمينه نيروزايي كراتين، نتايج متناقضي داشته‌اند. هنگامي كه ضمن يك دوره 5 تا 6 روزه، روزانه 15 تا 20 گرم كراتين تجويز گرديد، كاركرد ورزشكاران در زمينه قدرت و توان بهبود يافت اما ديده شد كه دوز اوليه و دوز نگهدارنده (كه معمولاً پايين‌تر است) بايد براي افراد گوناگون تغيير نمايد. همچنين ديده شد كه جدا از واكنش فرد نسبت به مكمل كراتين، مصرف گلوكز همراه كراتين، مي‌تواند محتواي كراتين ماهيچه را افزايش دهد. گوشت گوساله، بهترين منبع غذايي كراتين است. بازسازي كراتين در كليه و تا حدودي در كبد و لوزالمعده صورت مي‌گيرد. 
گلوتامين:
ميدانيم كه ورزش سبك نقش مهمي در حفظ و ارتقاء تندرستي دارد. از سوي ديگر، ورزش سنگين و توان‌فرسا مي‌تواند به تندرستي عمومي ورزشكار آسيب برساند. از آنجايي كه گلوتامين از اجزاي دستگاه ايمني بدن است، برخي بر اين باورند كه مصرف مكمل آن مي‌تواند از آسيب‌هاي ورزش سنگين جلوگيري كرده، مانع خستگي مزمن شود. البته در مورد تأثير مكمل گلوتامين بر تندرستي عمومي ورزشكاران، هنوز ترديدهايي وجود دارد.
تريپتوفان:
مشکلات ناشی از مصرف ال - تریپتوفان نشان داده است که مصرف مقدار زیادی از یک گونه اسید آمینه می‌تواند خطرناک باشد. این اسید آمینه در بازار برای افزایش حجم عضلات، بهبود آسیب و همچنین به عنوان آرام بخش و ضد اضطراب عرضه می‌شود. مصرف تريپتوفان در ایالات متحده و استرالیا، از سالهای 89 و 90 میلادی به بعد ممنوع شده است.
 
افدرين:
افدرين ـ معروف به «ماهوانگ» ـ  ماده‌اي است مشتق از گیاه افدرا كه گرچه به عنوان تسريع‌كننده سوخت و ساز معرفي شده است، شواهد اندكي وجود دارد كه مقدار كالري مصرف شده، براي حذف توده چربي كمكي به فرد بكند. مكمل افدرين به ويژه براي كساني كه مشكلات قلبي يا فشار خون بالا دارند، خطرناك است زيرا فشار خون سيستولي و دياستولي و ضربان قلب را افزايشمي‌دهد. افدرينمي‌تواند تپش قلب، عصبانيت، سردرد، بيخوابي و گيجي پديد آورد و اگر شخص در ضمن ورزش از كافئين يا ساير محرك‌ها نيز همراه آن استفاده نمايد بسيار خطرناك خواهد بود. درحالي‌كه افدرين به خاطر اثرش ـ  به عنوان ضد احتقان و باز كننده برونش ـ  در درمان آسم كاربرد پزشكي دارد، در حال حاضر هيچ گونه مدارك باليني قابل ملاحظه‌اي براي بي خطر بودن يا تأثير آن به عنوان ماده نيروزا در دست نيست.
فسفات:
برخي پژوهش‌هاي اوليه پيشنهاد كرده‌اند كه بارگيري فسفات از طريق مصرف فسفات سديممي‌تواند در ورزشهای کوتاه و انفجاری بالقوه سودمند باشد زيرا افزايش سطح فسفات درون و برون ياخته‌اي، ميزان فسفات در دسترس براي فسفر يلاسيون اكسيداتيو و توليد فسفوكراتين را بالا برده در نتيجه ظرفيت توليد انرژي بدن را افزايش خواهد داد. مكمل فسفاتمي‌تواند منجر به عقب افتادن تخليه فسفوكراتين در ضمن ورزش و افزایش ظرفیت تولید انرژی (ATP  ) شود. علاوه بر اين چنين فرض شده كه سطوح بالاي فسفات در خون، جدا شدن اكسيژن از هموگلوبين را تسهيل  مي‌كند و ظرفیت هوازی را افزایش می‌دهد. در حال حاضر خطري براي بارگيري فسفات شناخته نشده ولي نتايج متناقضي در ارتباط با نيروزايي فرضي آن به دست آمده است. براي‌تعيين‌اثرات و بي‌خطري قطعي بارگيري‌فسفات، بررسي‌هاي‌بيشتري لازم است.
 
جدول چهل و دو - تأثیر مکمل‌های رایج بر کارکرد ورزشی
 
ردیف

نام مکمل

اثر برکارکرد ورزشی

تأثیر مورد انتظار

ورزش‌های تحت تأثیر

1

کراتین

مؤثر

بهبود سوخت ‌و ساز انرژی و ظرفیت بیهوازی

سرعتی، قدرتی و انفجاری

2

کارنیتین

بی اثر

حفظ اندوخته گلیکوژن

استقامتی

3

کافئین

مؤثر

کاهش خستگی، حفظ گلیکوژن و بهبود انقباض

استقامتی

4

تریپتوفان

نامشخص

بهبود آسیب، افزایش حجم ماهیچه

قدرتی

5

گلوتامین

احتمالاً مؤثر

بهبود تندرستی عمومی

همه ورزش‌ها

6

بیکربنات

مؤثر

کاهش خستگی

زیر بیشینه

7

افدرین

احتمالاً بی‌اثر

تسریع سوخت و ساز

همه ورزش‌ها

8

فسفات

نامشخص

بهبود سوخت‌وساز انرژی

قدرتی و سنگین

9

اسید اسپارتیک

نامشخص

کاهش خستگی

زیر بیشینه استقامتی

10

آنتی اکسیدانها

مؤثر

بهبود تندرستی عمومی و افزایش کارایی

زیر بیشینه کوه‌نوردی
 
خلاصه: مواد نيروزا با هدف بهبود كاركرد ورزشي، افزايش حجم ماهيچه‌ها يا كاهش چربي بدن مصرف مي‌شوند. دو انتهاي طيف مواد نيروزا، جايگاه غذاهاي طبيعي و داروها است. مكمل‌هاي غذايي، اجزايي از مواد غذايي هستند كه در بخش مياني اين طيف قرار دارند. مكمل‌ها يا بر سوخت و ساز انرژي مؤثرند، يا بر حجم ماهيچه‌ها تأثير مي‌گذارند و يا با هدف بهبود تندرستي مصرف مي‌شوند. اسيد اسپارتيك با هدف جلوگيري از انباشت آمونيم در بدن و كاهش خستگي به مصرف مي‌رسد. بيكربنات سديم با خنثي كردن اسيد لاكتيك، خستگي را عقب مي‌اندازد و در بازسازي ATP نيز نقش دارد. كافئين از مواد محرك مغز است كه هشياري و تمركز را بالا مي‌برد و از خستگي مي‌كاهد. اين ماده به سوختن چربي نيز كمك مي‌كند. مقادير زياد كافئين، دارو به شمار مي‌آيد و مصرف آن مجاز نيست. كارنيتين با كمك به سوختن چربي‌ها، اندوخته قند بدن را براي مراحل بعدي فعاليت حفظ مي‌كند. فسفات و كراتين با كمك به بازسازي ATP ، احتمالا كارايي را در ورزش‌هاي انفجاري بهبود مي‌بخشند. گلوتامين با هدف پيشگيري از آسيب‌هاي ورزش سنگين به مصرف مي‌رسد. تريپتوفان به عنوان افزاينده حجم ماهيچه و آرام بخش شهرت يافته است. افدرين نيز به عنوان افزاينده سوخت و ساز معرفي شده است. یادمان باشد که شرکتهای گوناگون، مکملها را با نامهای تجاری متفاوت وارد بازار می کنند. پس برای بررسی هر محصول باید نام تجاری آن را کنار بگذاریم و به نام علمی یا فرمول شیمیایی آن دقت کنیم. مکملهای موجود در کشور ما، بندرت از انواع یاد شده در جدول بالا فراتر می روند.

 
 

 

 

 

منبع : تغذیه در کوهستان، از الفبا تا هیمالیا/ ابوالفضل جوادی ایران سنجش 1390
 
***
 

 

قربانی تازه یک باور کهنه!

مقاله ای از دکتر ابوالفضل جوادی - عضو هیات مدیره و سرپرست کمیته راه بردی انجمن کوه نوردان ایران

مثل همیشه، خبر ها ضد و نقیض و گیج کننده اند:

عیسی میرشکاری در راه بازگشت از قله ماناسلو، جان خود را از دست داد (رئیس هیات کرمان).

عیسی میرشکاری پس از باز ماندن از صعود، در بارگاه چهار جان باخت (Explorers web)

عیسی میرشکاری دچار مرگ مغزی شد (رئیس هیات کرمان).

عیسی میرشکاری در نتیجه خیز (ادم) مغزی فوت کرد (طاها صفایی، دوست عیسی).

عیسی میرشکاری بر اثر سکته مغزی درگذشت (رئیس هیات کرمان).

عیسی میرشکاری سابقه سه صعود هفت هزار متری داشت (رئیس تربیت بدنی جیرفت).

عیسی میرشکاری به دلیل وضعیت نامطلوب جسمانی، از اعزام به ماناسلو منع شده بود (نایب رئیس فدراسیون). *

عیسی میرشکاری

نگارنده قصد ندارد به توضیح تفاوتهای میان مرگ مغزی، سکته مغزی و خیز مغزی بپردازد. ارزیابی درستی یا نادرستی گزاره های بالا هم در حوصله این نوشتار نیست. ارائه گزارش مخدوش (یا حتی خلاف واقع) از صعودهای حادثه ساز هم چیزی نیست که مایه شگفتی شود. اما این سانحه پرسشهایی را به ذهن می آورد که برای پزشکان کوه نورد اهمیت حرفه ای و برای هیمالیانوردان جنبه حیاتی دارد:

*می دانیم که خیز مغزی در بیشتر موارد پیامد کوه گرفتگی حاد است.

چرا منابع طبیعی باید ملی بمانند؟!

متن كامل مقاله ای از عباس محمدی كه در همشهری 17/12/89 چاپ شده است رامی توانيد در زير بخوانيد. اين مقاله به مناسبت هفته ی منابع طبيعی نوشته شده است

پایان جشنواره ی سنگ نوردی بیستون

پایان جشنواره ی سنگ نوردی بیستون و سخنی با رییس گرامی فدراسیون

عباس محمدی

پنج روز کار در بیستون، و یک دوجین مسیر و نیم مسیر نو روی این دیواره! 

تا پیش از این سابقه نداشته است که چند مسیر به صورت هم زمان، آن هم بدون ثابت گذاری و با سرعتی قابل توجه (که در مواردی، به چندین طول در یک روز هم می‌رسید) روی بیستون یا دیواره ای دیگر در ایران، باز شود. این اتفاق، نتیجه‌ی همکاری انجمن کوه نوردان ایران با شماری از کوه نوردان برجسته ی جهان، و فراهم ساختن امکان تبادل اطلاعات و تجربه میان جمعی از افراد و سازمان های درگیر در کوه نوردی (از جمله فدراسیون ایران) با سازمان GHM بود. تردیدی نیست که جشنواره می توانست بهتر از این هم برگزار شود، اما صِرفِ حضور ۲۵ سنگ نورد زبده‌ی جهانی می تواند آن را به عنوان یک نقطه ی عطف به یاد ماندنی در روند کوه نوردی کشور ثبت کند.

پی گیری فعالانه و موثر فدراسیون در تدارک و برگزاری جشنواره، همچنین کمک های سخاوتمندانه‌ی دستگاه های دولتی و عمومی (استانداری، هلال احمر، ...) و حضور علاقمندانه‌ی ده ها سنگ نورد ایرانی که بیشتر آنان به نوعی نمایندگان گروه ها و باشگاه های کوه نوردی بودند، این جشنواره را به رویدادی بدل ساخت که می تواند الگویی شود برای همکاری های بعدی سازمان های دولتی و غیر دولتی کوه نوردی.

متاسفانه، فدراسیون در بیشتر خبر رسانی های عمومی پیش از جشنواره، و آقای شعاعی رییس فدراسیون در سخن رانی های مراسم افتتاحیه و پایانی جشنواره، از نام بردن انجمن کوه نوردان ایران به عنوان مبتکر ارتباط با GHM و حتی به عنوان یک همکار در این پروژه خودداری کردند، اگرچه اعضای با نفوذ GHM با تاکید بر نقش انجمن، جبران این کمبود را کردند! این جشنواره باید به یک بازنگری در شیوه های صعودی که در ایران متداول است، بیانجامد و به جریانی برای درس آموزی بدل گردد؛ انجام صعودهای تکراری در داخل و خارج از کشور، و تمجید از کارهای معمولی، و اطلاق عنوان های غیر واقعی "قهرمانی" به خودمان، باید از سوی فدراسیون که سازمان ملی کوه نوردی کشور است کنار گذاشته شود و این فدراسیون به جای تصدی گری در اجرای برنامه، زمینه ساز فعالیت هاي مستقل و مشوق نوآوری در میان بخش خصوصی و مردم نهاد شود.

در عین حال، مدیران گروه ها و باشگاه ها و تک تک کوه نوردان باید گام های بیشتری برای آشنایی با معیارهای جهانی کوه نوردی بردارند و از این رهگذر در اعتلای سلیقه های کوه نوردی خود بکوشند. بررسی حتی یکی از صعودهای شاخص جشنواره، برای مثال صعود مارکو پرزلژ (Marko Prezelj) برنده ی جایزه ی پر اعتبار "کلنگ طلایی" در سال ۲۰۰۹، و هم طنابش لوکا لیندیک (Luka Lindic) که در بيستون یک مسیر بسیار بلند و دشوار را با پنج روز کار سخت باز کردند، می تواند آموزه های بسیاری برای ما داشته باشد. مارکو و لوکا بدون ثابت گذاری، بدون رفت و برگشت های پر شمار، و بدون سوراخ کاری، گشایش مسیر کردند؛ ضروري است كه عوامل موثر در دستیابی آنان به چنین مهارت شگفت انگیز را شناسایی کنیم.

 جشنواره می توانست با هزینه و تشریفات کم تر اما در فضایی صمیمانه تر، چنان که رسم کوه نوردان است، برگزار شود. تجربه های پیشین انجمن (پل خواب ۱۳۸۶، سنگسر ۱۳۸۸، حضور در چند جشنواره و دوره ی آموزشی در فرانسه) نشان داده است که مهم تر از جای اقامت ویژه، غذای عالی، يا اقدامات حفاظتي، نزدیک بودن کوه نوردان به هم، و آشنا شدن با سنت های صعود ديگران، و مراوده با یکدیگر است که شادمانی و احساس بهره مندی را برای دو طرف به ارمغان می آورد. هم كوه نوردان ايراني، و هم خارجي ها، از اين كه در دو فضاي مجزا مستقر شده بودند ناراحت بودند و اين ناراحتي را بارها بر زبان آوردند. در واقع، فرصت هاي عالي كه از غروب به بعد در چنين فضاهاي كوه نوردي به طور معمول فراهم مي شود، از دست رفت و جشنواره نتوانست در حد مطلوب به يكي از هدف هاي اعلام شده ي خود كه «تبادل اطلاعات فني و فرهنگي» بود، دست يابد. 

تلاش براي ناديده گرفتن انجمن ها و باشگاه هاي مردمي، و حمايت نكردن از دستاوردهاي اين سازمان ها، در ورزش كوه نوردي (كه از ديرباز نه باري بر دوش دولت كه بيش از بسياري ورزش هاي ديگر، خود اتكا بوده) با سياست هاي كلي دولت در جهت "برون سپاري وظايف اجرايي" در تضاد است. همچنين، هر روشی که تبادل اطلاعات و برقراری ارتباط با افراد و سازمان هاي ديگر را دشوار سازد، خلاف مصلحت اين ورزش است.

 

نقد و معرفی پايگاه ادبيات كوه نوردی ايران ؛ كوه چامه

حسن نیک منش

در بين تعاريف مختلفی كه از شعر به عمل آورده ، ‌نظريه ی « رومن ياكبسون » منتقد و زبان شناس روسی الاصل از جايگاه ويژه ای برخوردار است . از نظر وی شعر با روابط مشابهت(similarity ) ارتباط دارد كه زبان استعاری( metaphoricl ) را به وجود می آورد و نثر با روابط مجاورت ( contiguity ) ارتباط می يابد كه زبان مجازی( metonymicl ) را سبب می گردد "

خطر در كوه پيمايی و كوه نوردی

عباس محمدی*
am.kouh@gmail.com
چکیده
کوه نوردی فعالیتی است که شاخه ها و گرایش های بسیار متفاوتی دارد . این فعالیت ، در محیط های طبیعی و کم وبیش وحشی انجام می شود و به این دلیل تمام خطرهایی که بالقوه در چنین محیط هایی وجود دارد ، کوه نورد را تهدید می کند. در پیمایش ساده ی کوه ها که در تقسیم بندی
امروزین « کوه پیمایی » خوانده می شود ، خطر بسیار کم و تقریبا به طور کامل قابل اجتناب است . زیرا در این رشته ، شخص قصد رکورد گذاری ( برای خود ، یا در مقیاس های مثلا استانی و ملی و جهانی ) ندارد . برعکس ، در کوه نوردی جدی یا به طور خلاصه « کوه نوردی » که عبارت است از صعود در ارتفاعات بلند با استفاده از تجهیزات فنی و کاربرد فن های خاص ، از آنجا که معمولا شخص تلاش دارد از مرزهای خود یا دیگران گذر کند و رکوردی به جا گذارد یا امری نو را بیازماید ، در این آزمون گاه تمامی اندوخته های دانشی و تجربی به داو گذارده می شود. در این مقاله، کوشش شده است ضمن تفکیک میزان خطر در کوه پیمایی و کوه نوردی ، این نکته بررسی شود که آیا در عمل امکان آن هست که تمامی خطرهای کوه نوردی را بشناسیم و از آن ها دوری کنیم ؟ واژه های کلیدی : کوه پیمایی ، کوه نوردی ، خطر

قياس كردم و تدبير عقل در ره عشق
چو شبنمی است كه بر بحر مي كشد رقمی ( حافظ )"

اولویت گردش گری منطقه ی دماوند چیست ؟

صبح روز شنبه 3/4/88 در شبکه ی دوم سیما ، آقای عباس نژاد مدیر کل میراث فرهنگی مازندران گفت مرمت جاده ی « گوسفند سرا » ( که به عنوان « طرح آسفالت دماوند » موجب واکنش شدید دوستداران طبیعت شده ) ، جزو طرح هایی است که در راستای توسعه ی گردشگری استان تصویب گردیده و به اجرا رسیده است . صرفنظر از این که اساساً طرح موضوع به نادرست صورت گرفته و گردشگری در کوه دماوند نمی تواند با جاده سازی روی آن هماهنگ باشد ، این پرسش مطرح است که برای توسعه ی کیفی ( و حتی کمی ) گردش گری در این منطقه ، چه چیزی اولویت دارد ؟ آقایان هنوز نتوانسته اند مشکل دفع زباله را در منطقه حل کنند ، و کوچه ها و خیابان های رینه و « آبگرم » و دیگر شهرها و روستاهای منطقه ، مملو از زباله است و زباله هایی هم که جمع می شود ، چند کیلومتر آن سو تر ، در دره ها تخلیه می شود . در این شرایط ، آیا بهتر نیست که « دل سوزان » میراث فرهنگی و گردشگری منطقه ، بودجه ها را صرف جمع آوری و بازیافت یا سوزاندن اصولی زباله ها کنند ؟! آیا صرف پول برای مرمت یا آسفالت راهی که از ابتدا بیهوده ساخته شده ، اولویت دارد یا برای زدودن آثار زشت زباله پراکنی در کوه و دشت ؟! عکس زیر که در همین تیرماه گذشته گرفته شده ، ریختن زباله های شهری ( توسط شهرداری ) را در کنار جاده ی اصلی پلور – رینه نشان می دهد

"

یادداشتی پس از بازدید چشمه پاموکاله ترکیه و چشمه باداب سورت ایران

 

آزاده خداپرست

نوروز1388، طی سفری به دور ترکیه، بر آن شدیم تا از نزدیک از زیبایی های تاریخی، فرهنگی و طبیعی این کشور همسایه بازدیدی داشته باشیم. از آنجا که هرجا تصویری از دیدنی های ترکیه به تصویر کشیده می شود همیشه تصاویری از دو منطقه کاپادوکیا و پاموکاله نیز به چشم می خورد، تصمیم گرفتیم که بازدیدی از منطقه پاموکاله که در جنوب غربی ترکیه و دو ساعتی شهر ساحلی آنتالیا قرار دارد، داشته باشیم. پس از بازگشت از ترکیه و در فاصله کمتر از یک ماه از بازدید پاموکاله به پیشنهاد یکی از دوستان برای بررسی وضعیت یک اثر ملی طبیعی سفری به چشمه های باداب سورت که کمتر از یک سال پیش به فهرست آثار ملی ایران اضافه شده، داشتیم و این بازدید من را برآن داشت تا به مقایسه اجمالی بین این دو پدیده طبیعی و کم نظیر بپردازم.

چشمه های باداب سورت، دومین اثر ملی طبیعی ثبت شده ی ایران را دریابیم.

محمود بهادری

در روزهای نخست اردیبهشت ماه در یک گروه شش نفره کوه نوردانِ علاقمند به محیط زیست از گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران و بخش فرهنگی و دیده بان کوهستان هیات کوه نوردی استان تهران جهت بازدید و عکاسی از چشمه " باداب سورت" به آنجا رفتیم. این سفر اهدافی مانند تهیه گزارش زیست محیطی، بررسی مشکلات حفاظتی این اثرملی، صحبت با مردم محلی و پاکسازی مقدار زیادی زباله را نیز در بر داشت.
یادداشت حاضر ضمن اشاره به موضوعاتی مانند معدن کاوی، توریسم، نقش مردم محلی، زباله ها و تاثیر هر کدام بر آینده این چشمه و منطقه، پیشنهاد می کند که کارگروه ویژه ای متشکل از کارشناسان میراث فرهنگی، محیط زیست، نمایندگان جامعه محلی و نمایندگان انجمن کوه نوردان ایران جهت تدوین یک طرح اصولی برای حفاظت دومین اثر ملی طبیعی تشکیل شود


متاسفانه پس از ثبت این چشمه، هیچ اقدامی برای اتمام معدن کاوی و تهیه و اجرای طرح گردشگری انجام نشده است

معرفی چشمه های باداب سورت

در ضرورت پیمایش راهی نو در کوه های بلند

عباس محمدی ( رییس کنونی هیات مدیره ی انجمن ) از ۱۷ سالگی یعنی از سال   ۱۳۵۵ عضو گروه کوه نوردان آرش ( اکنون : باشگاه آرش  ) و همیشه مشوق اجرای صعودهای نو بوده است. او خود، در علم کوه، دماوند، البرز مرکزی و چند نقطه ی کوهستانی دیگر، کارهای نو انجام داده و در تمام  این سال ها کوشیده است تا با نوشته های انتقادی و تحلیلی پرشمار، پشتیبان این نگاه در جامعه کوه نوردی ایران باشد و نگرش کوه نوردی ایران را ارتقا دهد.

در زیر مقاله ی جدیدی از او را می خوانید که که از سایت باشگاه آرش نقل شده است.

نوزده سال پیش ، در گزارش تلاش برای صعود زمستانی دیواره ی علم کوه که با عنوان علم کوه ، زمستان ۶۸ از سوی گروه کوه نوردان آرش منتشر شد ، ضمن اشاره به دشواری های خاص کار زمستانی در منطقه ی علم کوه و به ویژه روی دیواره ی آن نوشتم که تمام این سختی ها « دلایل خوبی برای شکست خوردن هستند ، اما برای یکی دو بار و یکی دو سال . حتی نداشتن پوشاک و وسایل مناسب نیز دست کم برای یکی دو گروه از شش گروه یاد شده [گروه هایی که تا آن تاریخ به قصد صعود زمستانی دیواره وارد منطقه شده بودند] نمی تواند دلیل موجهی باشد ؛ استفاده از پوشاک گورتکس و کفش های "فایبرگلاس" که بسیاری از کوه نوردان درجه ی یک اروپای شرقی هم حسرت داشتن آن ها را می کشند ،

در نكوداشت استاد جليل كتيبه اي

مقاله ی زیر ، در تابستان 1379 در فصل نامه ی کوه ( شماره ی 19 ) چاپ شده است . در این نوشته ، با پرداختن به ارزش کار جلیل کتیبه ای در گردآوری تاریخچه ی کوه نوردی ایران ، نکته هایی در زمینه ی جایگاه تاریخچه نویسی نیز مورد بحث قرار گرفته است
در نكوداشت استاد جليل كتيبه ای
عباس محمدی
 
كساني كه در انجام دادن كارهای خود پي گيراند ، و تفنن و اين شاخه و آن شاخه پريدن شيوه ی زندگي شان نيست ، و قلم يا قدم شان را مجدانه در راه شايسته ای به كار مي گيرند ، و مصلحت انديشی های روزانه يا آزمندی كسب مال ذهن شان را از دنبال كردن مقصود منحرف نمي كند ، سزاوار رساترين درودها و صميمانه ترين ستايش ها هستند . و از اين فبيله ،‌ در ميان دوستان ما ، يكي دوستدار كوه و كوه نورد جليل كتيبه اي است كه دست روزگار او را گوشه نشين كنجی از اروپا كرده اما دل در گرو ميهن دارد و مي دانم كه شب و روزاش در انديشه ی اين خاك و بلندي های آن مي گذرد . چه روح بلندی در كالبد بايدت و چه قلب بزرگی در سينه كه پس از حدود نيم سده كه پرده دار تقدير به نوازش شمشيری پای در نوريدن ستيغ ها را از تو گرفته ، باز چنين عاشقانه از كوه ها بگويی و شكايتی نداشته باشی . چه بينشی كه در اين كوير كم آگاهی و خود بينی ،‌ برگ برگ كوشش گذرندگان چكادها را ببينی و از آن ها بوستان سبزی فراهم كنی. چه همتی كه در اين زمانه ی كم حوصلگی خود و ناسپاسی خلايق كه « قلم به دست » دشنام شان است ،‌ قلم برگيری و تلاش های با ارزش ديگران را بنمايی . درود بر اين همه بزرگواری و گرم باد اين دم مردانه

کتیبه ای ، تولدت مبارک

 

نام جلیل کتیبه ای ( متولد ۵ بهمن ۱۳۰۰ ) با تاریخ کوه نوردی نوین ایران در هم آمیخته است . او از ۱۳۲۴ به شکلی جدی کوه نوردی را شروع کرد ، و در چند سال ، تعدادی از شاخص ترین کارهای دوره ی آغازین کوه نوردی فنی ایران را به انجام رساند . اما یک حادثه ی رانندگی ( در راه رسیدن به دماوند ) به تاریخ ۲۲/۹/۱۳۳۰ آرزوی دست یابی به قله های بلند را در دل او به یاس بدل کرد . با این وچود ، کتیبه ای پیوند خود را با کوهستان قطع نکرد و با نوشتن درباره ی کوه ها و برقراری رابطه ی عمیق ، پیوسته و هم دلانه با جامعه ی کوه نوردی کشور ( و خارج از کشور ) کوشید تا عطش عشق خود به کوه را ارضا کند . در زیر ، خلاصه ای از فعالیت های او را که با استفاده از فصل نامه ی کوه شماره ی ۴۰ ، نوشته های خود استاد ، تاریخ کوه نوردی ایران تالیف داود محمدی فر و محمدعلی ابراهیمی ، و منابع دیگر تهیه شده است ، می بینید

 

 در پنجم بهمن ۱۳۰۰ در تهران به دنیا آمد 
از دوره ی دبستان به کتاب و ادبیات و هنر علاقه پیدا کرد و و در نوجوانی با مطبوعات انس گرفت
 از چهارده سالگی به ورزش و تکاپوهای ورزشی روی آورد و و رفته رفته به انواع ورزش ها ، از باستانی گرفته تا شنا و دوچرخه سواری و مشت زنی و وزنه برداری و پرورش اندام و ژیمناستیک و ... کوه نوردی پرداخت در پانزده سالگی از راه مطبوعات با دماوند و علم کوه و صعود به آن ها آشنا شد و همان ها بودند که در قلب و مغزش اثرهای نافذی نسبت به کوهستان و کوه نوردی به وجود آوردند در سال 1324 ، پس از یک بیماری قلبی ، توانست نخستین کوه بلند خود را صعود کند 

هم افزایی یا synergy در کوه نوردی

تعریف
· کار دو یا چند چیز ( مثلا دو عضله یا دو دارو ) برای ایجاد اثری بیشتر از جمع دو اثر فردی .
· دو یا چند عامل که کار آن ها با یکدیگر نتیجه ای را به دست می دهد که از هر یک از عوامل به تنهایی به دست نمی آید .
· ترکیب چند عامل که اثر یکدیگر را به حاصلی بیش از جمع آن ها بدل می سازد .

توضیح
مفهوم هم افزایی ، در مباحث جامعه شناختی دو امر کارآمدی و بهره وری را  در هم ادغام می کند ، به ویژه در جایی که اشخاص منافع خود را دنبال می کنند ، درعین این که می کوشند منافع جامعه را نیز پیش ببرند . هم افزایی به این امر می پردازد که مردم چگونه می توانند با کار مشترک به منافع متقابل دست یابند ، به نحوی که دستاوردشان بیش از آن چیزی باشد که فردی می توانند به دست آورند. در این ارتباط می گویند : 5=2+2 و این در جایی بیان می شود که تاثیر عوامل مثبت یک سازمان ، بیش از جمع مقادیر اجزای آن است . این افزایش در بهره وری ِ ناشی از تلفیق نه به دلیل معجزه ، بلکه از کاربست ظرفیت های استفاده نشده ی یک سازمان یا جامعه فراهم می آید . می توان گفت که در وضعیت هم افزایی ، رفتار یک سامانه متفاوت از رفتار اجزای سامانه است .

در زندگی انسانی می توان این مثال را آورد : فرض کنید که شخص الف به دلیل قد کوتاه نمی تواند از یک درخت سیبی بچیند ، شخص ب هم قدش کوتاه است و به سیب نمی رسد . اگر الف بر روی شانه های ب بنشیند ، می تواند سیبی بچیند . در این حال ، حاصل هم افزایی این دو شخص ، یک سیب برای دو نفر است ؛ چیزی که هریک به تنهایی یا با تلاش های فردی جداگانه ، به آن دست نمی یافتند  .
مثال دیگری را می توان از موسیقی آورد : نواختن دو ساز ، هر یک به تنهایی ، اثر دراماتیک کم تری دارد تا آن که دو ساز ( یا دو بخش از موسیقی ) با هم نواخته شوند
کوه نوردی
در کوه نوردی ، کار سازمان یافته می تواند به اثر هم افزایی بیانجامد . برای مثال در یک تیم صعود ، افراد گوناگون با تخصص های متفاوت حضور دارند : یک نفر می تواند خوب از شیب های یخی بالا برود ، نفر دیگر سنگ نورد قابلی است ، و نفر سوم بسیار قدرتمند است و می تواند کوله پشتی های سنگین را حمل کند . برای صعود به نوک یک دیواره ی سنگی- یخی ، توانایی هر یک از آن ها به تنهایی کافی نیست . به عبارت دیگر هیچ یک از آن سه نفر هر قدر هم که تلاش کند نمی تواند دیواره را صعود کند . اما اگر نفر اول بخش های یخی ، و نفر دوم بخش های سنگی را سرطناب صعود کند و نفر سوم هم در حمایت هر یک از آن دو به حمل چادر و وسایل بپردازد ، هر سه نفر می توانند به هدف خود دست یابند

در کار باشگاهی ، همین اتفاق در مقیاسی بزرگ تر رخ می دهد : یک مدیر خوب ، تعدادی علاقمند به کوه نوردی و کار اجتماعی را دور هم جمع می کند . یک درس خوانده ی بازرگانی یا بازاریابی می تواند به دنبال حامیان مالی برای باشگاه برود ؛ یک آدم اهل روابط عمومی می تواند با دبیرستان ها و دانشگاه ها ارتباط بگیرد و برای باشگاه ، عضو جذب کند . یک شخص با سابقه در کوه نوردی می تواند به برآورد نیازهای فنی باشگاه بپردازد ، و اعضای دیگر باشگاه هم با تخصص های خود ، برنامه های متنوعی را هدایت خواهند کرد . حاصل کار باشگاه ، پس از مدتی معین ، قطعا چیزهایی بیش از آن است که هر فرد می توانست با بیشترین تلاش فردی خود به دست آورد . بارها در باشگاه های کوه نوردی دیده شده است که شخصی که سال ها به تنهایی کوه نوردی می کرده ، برنامه هایش محدود به یک قله ی خاص ( مثلا در تهران : توچال ) بوده و طی این سال ها ، فقط می توانسته سرعت صعود خود را بیشتر کند . اما وقتی که همین شخص عضو یک باشگاه می شود ، با دیدن فعالیت دیگران یا شنیدن گزارش های صعود دیگران و یا به دلیل تمرین با اشخاص دیگر ، به سرعت راه خود را به سوی قله های دیگر و منطقه های دوردست یا صعودهای نو و دشوار پیدا می کند . این ، نمودی از از اثر هم افزایی است .

انجمن کوه نوردان ؛ جلوه گاه هم افزایی

مجموعه ی باشگاه ها و گروه های کوه نوردی ، می توانند در همکاری با یکدیگر به اثرهای هم افزایی باز هم بیشتری ، که نه با کارهای فردی و نه با کار درون باشگاهی فراچنگ نمی آید ، دست یابند . در چند سال گذشته ، برای مثال ، انجمن توانسته تاثیر ملموسی در تغییر نگرش مثبت دستگاه های دولتی به مجموعه ی غیردولتی داشته باشد . یا توانسته "با ارزش" و "کم ارزش" را در کوه نوردی و در گزارش نویسی از کوه نوردی تبیین کند . همچنین توانسته است توجه به محیط های کوهستانی و مساله ی حفاظت از آن ها را تعالی بخشد و به رسانه های همگانی بکشاند .
لازم است که باشگاه ها و گروه های کوه نوردی ، با پیوستن به انجمن و حمایت از آن ، این اثر هم افزایی را تشدید کنند

پی نوشت : پاراگراف توضیح  از ویکیپدیا نقل شده است

پيام به تيم نانگاپاربات

در روز 23/10/87 تيم ايراني كه در تابستان گذشته قله ي نانگاپاربات را صعود كرده اند ، در محل باشگاه دماوند اسلايد و فيلم هاي مربوط به قله را نمايش دادند . پيام زير ، از سوي انجمن خطاب به سرپرست و مدير فني تيم خوانده شد .
اخبار مربو به اين روز را در تارنماي iranianchallengers.com ببينيد ."

مجمع عمومی اتحادیه ی جهانی سازمان های کوه نوردی در تهران

 

اتحادیه ی جهانی سازمان های کوه نوردی  (UIAA)  کهفدراسیون جهانی کوه نوردی هم خوانده می شود ، از روز 24 مهر تا 27 مهر در تهران جلسه داشت . در سه روز نخست ، هیات اجرایی و کمیته های خاص اتحادیه جلسه داشتند و در روز آخر ، مجمع عمومی برگزار شد . در روز بیست و هشتم مهر هم اتحادیه ( فدراسیون ) کوه نوردی آسیا(UAAA ) مجمع خود را  برگزار کرد . به نوشته ی تارنمای فدراسیون کوه نوردی ایران ، هشتاد نفر مهمان ایرانی و خارجی از 28 کشور جهان در این مجمع شرکت داشتند .

آشنایی با یو.آی.ا.ا.

اتحادیه ی جهانی سازمان های کوه نوردی از سال 1932 تشکیل شده  و کم تر از یک دهه است که عنوان « فدراسیون جهانی » را هم برای خود به کار می برد . ، یو.آی.ا.ا. نهاد بین المللی کوه نوردی است و  خلاصه ی هدف های اعلام شده ی آن ، مطابق آن چه که در تارنمای رسمی آن آمده ، چنین است : تلاش برای فراهم ساختن امکان دسترسی مسوولانه به کوه ها ، حفاظت کوه ها ، ارایه ی استانداردهای مطمئن برای وسایل کوه نوردی ، و برگزاری مسابقه های یخ نوردی و اسکی کوهستان . تا سال گذشته ، مسابقه های صعود ( سنگ نوردی داخل سالن ) هم در حیطه ی کارهای اتحادیه بود ، اما این فعالیت ورزشی از پارسال برای خود تشکیلات مستقل یافت ؛ اگرچه در ایران ، هنوز این رشته ی ورزشی در مجموعه ی فدراسیون کوه نوردی که به فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی تغییر نام داده ، پی گیری می شود .  تا چند سال پیش ، چند کشور ( انگلستان ، فرانسه ، ایتالیا ...) هر کدام دو نماینده و دیگر کشورها هر کدام یک نماینده در یو.آی.ا.ا. داشتند ، اما در سال های اخیر این اتحادیه از هر کشور ، عضوهای متعدد ( با عنوان های عضو وابسته و عضو ناظر ) هم می پذیرد . برای مثال  امروزه ، از کانادا سه سازمان ، از ایتالیا چهار سازمان ، از فرانسه دو سازمان، از سوییس دو سازمان ، از آمریکا دو سازمان  در یو.آی.ا.ا. عضویت دارند . البته پذیرش عضو جدید از یک کشور ، منوط به موافقت عضو قدیمی است و تا آن جا که من می دانم ، در هر صورت از هر کشور فقط یک  سازمان حق رای دارد . در حال حاضر ، 94 سازمان از 66 کشور ، در یو.آی.ا.ا. عضویت دارند . نماینده ی ایران در یو.آی.ا.ا.  فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی است .

ایران و حضور در یو.آی.ا.ا.

از سابقه ی حضور ایران در اتحادیه ی جهانی ، در دوران پیش از انقلاب اطلاعی زیادی در دسترس نیست ، گویا زنده یاد ابوالقاسم نوروزی که از دبیران فدراسیون در آن زمان بوده ، نخستین ایرانی باشد که در این سازمان شرکت کرده است .


تمامی حقوق این سایت متعلق به انجمن کوه نوردان ایران می باشد. استفاده از مطالب این سایت با ذکرمنبع مانعی ندارد.
© 2010-2012 Iran Alpine Club all rights reserved.

Web Design by Parsian CMS, Web Hosting by Parsian Networks 2004-2012 طراحی وب با استفاده از مدیریت محتوا شبکه پارسیان, دامنه و هاستینگ توسط شبکه پارسیان 2004-2012